استفاده‌هاي نظامي از بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك

در تحولات نظامي قرن گذشته كه ريشه در فناوري داشتند، شاخه­هاي مختلف علمي از جمله شيمي و فيزيك نوين عامل اصلي بوده­اند. روندهاي كنوني حاكي از آن است كه تحول بعدي، ريشه در علم بيولوژي خواهد داشت. انقلاب بيوتكنولوژي تكامل سلاح­هاي بيولوژيك را تسهيل نموده و سومين موج بزرگ فناوري در تاريخ توسعه جنگ­افزارهاي شيميايي و بيولوژيك خواهد بود. در سرشت بيوتكنولوژي امكان استفادة دوگانه نظامي و غيرنظامي نهفته است. به تعبير ديگر، بيوتكنولوژي تيغ دولبه­اي است كه هم مي­تواند مفيد و هم مضر باشد. در اين مقاله روندهاي مؤثر بر جنگ­هاي بيولوژيك آينده تصوير شده و سپس نتايج محتمل اين روندها معرفي شده­اند.

بايد خاطر نشان ساخت كه مباحث مطرح شده در اين مقاله به هيچ وجه سعي در بزرگنمايي خطرات احتمالي تكنولوژي زيستي ندارد چرا كه چنين احتمالي در مورد هر تكنولوژي ديگر نيز وجود دارد؛ چه آنها كه امروزه كاربرد گسترده­اي در جوامع يافته­اند (مثل IT و مخابرات) و چه آنهايي كه در آينده مجال بروز خواهند يافت. اين مقاله مي­تواند توانمندي­هاي بالقوه بيوتكنولوژي در پيشبرد قابليت­هاي دفاعي نوين را نيز نشان دهد؛ به­طوريكه متوليان دفاعي كشور، به پتانسيل­هاي بالقوة اين فناوري در جهت اهداف دفاعي (همچون واكسن­ها و آنتي­بيوتيك­ها) توجه خاصي مبذول نمايند

 

 

 


در جهان امروز، اهميت روز­افزون دانش زيست­شناسي به­عنوان يك علم زيربنايي بر هيچكس پوشيده نيست. در اثر مطالعات عميق و بررسي­هاي فراوان، مرزهاي زيست­شناسي و يافته­هاي مربوط به شناخت طبيعت، به­گونه­اي دور از تصور گسترش يافته است. حجم اطلاعات حاصله و رشد روز­افزون آن نيز قابل مقايسه با هيچ دوراني نيست. امروزه بيوتكنولوژي به­عنوان شاخه­اي از كاربردهاي زيست­شناسي، نسبت به هر زمان ديگر پيشرفت نموده و به دليل كاربردهايي كه در سلامت، بهداشت و اقتصاد دارد، اهميت و ارزش روز­افزوني يافته است. اين پيشرفت­هاي مهم در بيوتكنولوژي عمدتاً ناشي از پيشرفت در ابزارسازي و كاربرد آنها در توسعة مرزهاي زيست­شناسي است. شگرفترين پيشرفت­هاي اين دانش و فن در عرصه­هاي اكولوژي، ژنتيك، ميكروب­شناسي، زيست­شناسي مولكولي، زيست­شيمي، تكنولوژي­هاي كشت سلولي و مهندسي فرآيند حاصل شده است. ظهور علوم جديد ژنوميكس، پروتيوميكس و بيوانفورماتيك نيز در نتيجه­ اين پيشرفت­ها بوده است.

عليرغم اين پيشرفت­ها، اشتباه بزرگي خواهد بود اگر بيوتكنولوژي را صرفاً يك انقلاب علمي بدانيم؛ چرا كه "زايش صنعت" نيز به­عنوان بعد ديگر اين فناوري نوين، از درجه اهميت و اعتبار برخوردار است. اگر به اين مساله توجه داشته باشيم كه در سرشت اين تكنولوژي امكان استفادة دوگانه نظامي و غيرنظامي نهفته است، مي­توانيم اطمينان حاصل كنيم كه عوامل بيولوژيكي و محصولات جديدي كه از پيشرفت در جهات غيرنظامي حاصل مي­شوند، مي­توانند دستكاري شده و در جهت اهداف نظامي بكار روند.

البته اگر بخواهيم به جنگ بيولوژيك و تاثير بالقوة تكنولوژي­هاي جديد بر آن بيانديشيم، بايد به خاطر داشته باشيم كه آنچه موردبحث ماست، يك نوع ويژة سلاح و چگونگي تغيير آن نيست. ما دربارة انواع مختلفي از سلاح‌هاي بالقوه، روش­هاي متفاوت و فراوان استفاده از آنها و روش­هاي متفاوتي كه براي تغيير آنها مي­توان به كار برد، بحث مي­كنيم. اين بدين معناست كه در آينده، جنگ بيولوژيك مي­تواند روندهاي متفاوتي را طي كند.

روندهاي تاثيرگذار بر جنگ بيولوژيك آينده



در گزارش "افزايش سلاح، تهديد و پاسخ"، كه وزارت دفاع آمريكا در سال 1997 منتشر نمود، به برخي از اين روندها اشاره شده است. اين روندها مي­توانند در پيشرفته­تر شدن سلاح­هاي بيولوژيكي آينده موثر باشند و عبارتند از:

كاربرد ناقليني كه در اثر دست­ورزي‌هاي ژنتيكي به شكل "ارگانيسم عفونت­زا" تغيير يافته و مي­توانند به شكل فزاينده­اي در زمينة پزشكي به­عنوان ابزار به كارگرفته شوند.

درك مكانيزم بيماري­هاي عفوني و ژنتيك ميكروب­ها كه به روند بيماري­ها شكل مي­دهند.

افزايش دانش بشر در مورد عملكرد سيستم ايمني

توليد واكسن­ها و پادتن­هاي پيشرفته

ساير دانشمندان هم كه تحليل­هاي قابل بحثي دربارة احتمالات ممكن ارائه داده­اند، طيفي از موضوعات را مطرح ساخته­اند. برخي از اين گزارش­­­ها بيانگر نگراني­هاي اساسي در آينده هستند كه مي­توانند ثمرة برنامه­هاي تحقيقاتي موجود باشند. خصوصاً اين گزارش­ها احتمال وجود ويروس­هاي مخفي كه مي­توانند به طور سري وارد ژنوم يك جمعيت شده و بعدها توسط يك علامت فعال گردند را منتفي ندانسته­اند. مثال ديگر آنها "مرگ برنامه­ريزي شده سلول" است. اين توانايي كه بتوان ژنومي را وارد ذخيرة ژني جمعيت مشخصي نموده و به دلخواه خود به آن حمله نمود، يا اين‌كه يك عامل بيماري­زاي كاملاً جديد به­وجود آورد، نشانگر تغيير توانمندي­هاست.

اخيراً گروهي از دانشمندان در يك كارگاه آموزشي مطالعات پيشرفتة ناتو، برخي ديگر از اين مخاطرات را مورد توجه قرار داده­اند. اين نگراني­ها عبارتند از: عواقب پيشرفت در تكنولوژي كنترل بيولوژيكي آفات و بيماري‌ها در كشاورزي و تكنولوژي تلقيح گياهان، سوء استفاده احتمالي از بانك­هاي اطلاعاتي بزرگ كه دربرگيرنده اطلاعات ژنتيكي جمعيت­هاي خاصي هستند، تاثير تكنولوژي ژنومي در فهم ما از گيرنده­هاي بيولوژيكي و مولكول­هاي مشابه آنها كه كار انتقال پيام­هاي بيولوژيك را برعهده دارند و استعداد فزايندة دستكاري سيستم ايمني بدن.

يكي از حوادث اخير كه تعجب همگاني را نيز برانگيخت، كشف مكانيزمي به نام RNAi است كه به كمك آن مي­توان هر ژني را در يك موجود زنده از كار انداخت. اطلاعات كامل اين مكانيزم، در آيندة نزديكي روشن خواهد شد. چنين مثال­هايي بيانگر وجود خطرات بالقوه­اي است كه ممكن است در آينده به يك تهديد نظامي تبديل شود.

تلاش‌هاي متعددي كه در زمينة تكنولوژي ژنومي در آزمايشگاه­هاي سرتاسر دنيا به انجام رسيده، نويد‌بخش تكميل توالي ژنومي بيش از 70 باكتري، قارچ و انگل بيماري­زاي اصلي طي يكي دو سال آينده خواهد بود. اين اطلاعات را مي­توان در سايت )http://www.tigr.org/tdb TIGR (جستجو كرد.

اين سايت، اطلاعاتي راجع به توالي DNA حدود 250 هزار توالي رمز شونده را ارائه مي­دهد. اين اطلاعات، كمك شايان توجهي به تحقيق در زمينة بيماري­هاي عفوني و تكنولوژي" ژنوميك مقايسه­اي" به­حساب آمده و براي طراحي تركيبات ضدميكروبي و تشخيصي جديد و واكسن­ها مورد استفاده قرار گرفته است و لذا مي­تواند خوشايند نيز باشد؛ چرا كه امروزه بيماري­هاي عفوني و انگلي دومين دليل مرگ­ومير در سراسر جهان هستند.

ولي در كنار آنها، پيدايش مداوم عوامل بيماري­زاي انساني كه به آنتي‌بيوتيك‌ها مقاومند، مي­تواند به اين معنا باشد كه روزي فرا مي­رسد كه ديگر تركيبات ضد ميكروبي موجود فاقد اثر باشند. اگر در آن زمان، داده­هاي مربوط به توالي پروتئين­ها و DNA­هاي عوامل بيماري­زاي طبيعي در دسترس بوده و با پيشرفت­هاي به­عمل آمده در تكنولوژي انتقال ژن و توليد موجودات تراريخته همراه شود، مي­تواند سبب پيشرفت سلاح­هايي شود كه از راه مهندسي بيولوژيك ساخته مي­شوند.

بانك­هاي اطلاعاتي كه تاكنون سازماندهي شده­اند، شامل فهرست­هايي هستند كه در آنها به موارد زير اشاره شده است:

1- ژن­هايي كه توان بيماري­زايي داشته يا بر شدت آن موثرند.

2- ژن­هايي كه سبب مي­شوند ميكروارگانيسم بتواند به سلول ميزبان چسبيده و شروع به مشابه­سازي كند.

3- ژن­هايي كه ميكروارگانيسم را از دسترس سيستم ايمني دورنگه مي­دارند. و نهايتاً

4- ژن­هايي كه سبب مقاومت در برابر آنتي­بيوتيك­ها مي­شوند.

با توجه به چنين اطلاعاتي مي­توان ژن­هاي دلخواه را برگزيد و مؤثر­ترين تركيب آنها را ساخت. همانطور كه گفتيم، بانك اطلاعاتي توالي ژنها در شبكة اينترنت به صورت آزاد قابل دسترسي است. اين بدان معني است كه پخش اطلاعات ضروري براي توسعة نسل چهارم تسليحات بيولوژيك هم گسترده است و هم بي­قانون. چگونه قانون انجام خواهد شد و چه كسي آنرا انجام خواهد داد، معلوم نيست.

بسياري از اطلاعات از قبل در گستره­هاي عمومي در دسترس بوده و محدود نمودن آن در آينده غيرممكن خواهد بود. طي سال­هاي اخير در زمينة كاربرد تكنولوژي ژنومي با استفاده از توالي­هاي DNA و تجزيه و تحليل پروتئوميكس، شاهد اقداماتي در جهت شناخت ژن‌هاي دخيل در عفونت­زايي و تشديد بيماري­زايي و يا مقاومت در برابر آنتي­بيوتيك­ها در ژنوم هر عامل بيماري­زا بوده­ايم. شايد اين كار، سوء استفاده از داده­هاي ژنومي را شدت بخشد؛ چرا كه مرتبط­ترين ژن­ها با بيماري­زايي را در مجموعة ژن­هاي عامل بيماري­زا مشخص مي­نمايد.

علاوه بر آن، شركت­هايي چون ماكسي­ژن در حال توسعة تكنولوژي­هايي هستند كه به كمك آنها مي­توان تكامل جهت­داده­شدة مولكول­ها را امكان­پذير ساخت. بدين معني كه به كمك اين تكنولوژي­ها، ژن­ها به قطعات كوچك‌تر شكسته شده و سپس هنگامي كه مجدداً در كنار يكديگر قرار مي­گيرند، سبب توليد "ژن­هاي دختري" مي‌شوند كه ويژگي­هاي تازه­اي دارند. تخمين زده مي­شود كه اين روند، مي­تواند آنچه را كه با تكنولوژي­هاي كلاسيك نوتركيبي انجام مي­شود، حدود 20 مرتبه تسريع نمايد. هر چند ماكسي­ژن از اين روش براي تشديد ويژگي­هاي پروتئين­هاي مورد­نظر صنايع بيوتكنولوژيكي استفاده نموده، ولي اين روش مي­تواند تبعاتي در جنگ‌هاي بيولوژيك نيز داشته باشد.

آيندة سلاح­هاي بيولوژيك


روندهاي فوق، از لحاظ نظامي حداقل مي­تواند به يكي از نتايج زير منجر شود:

1- ظهور عوامل جديد: تكنيك­هاي موردنياز براي مهندسي ژنتيك باكتري­ها و سلول­هاي حيواني و نيز تغيير پروتئين­ها، در سطح گسترده­اي قابل دسترسي است. گرچه در كشورهاي در حال توسعه، توانمندي­هاي مهندسي ژنتيك پيشرفته كمياب است، ولي كيت­هايي كه به كمك آنها مي­توان ژن­ها را به طرز دلخواه جدا و به روش جديدي در كنار هم قرار داد، به سادگي قابل تهيه هستند. اين كيت­ها ملزومات ضروري براي چنين اعمالي را دارا بوده و دانش فني لازم براي بكارگيري آنها در متون علمي، آشكارا منتشر مي­شود. به­گمان برخي از تحليل‌گران، روش‌هاي برش و اتصال ژن مي­توانند در جهت ارتقاء نسل دوم سلاح­هاي بيولوژيكي كه كاربردهاي نظامي بيشتري هم خواهند داشت، بكار روند. اين امر در صورتي ميسر است كه رفتار اين سلاح­ها در محيط، بيشتر قابل پيش­بيني باشد. علاوه بر آن، ژن­هاي مولد سموم يا عوامل موثر در شدت بيماري­زايي را مي­توان از يك گونه به گونة ديگر منتقل ساخت. در نتيجه امكان تغيير ارگانيسم­هايي كه به­طور طبيعي بي­ضرر و غيربيماري­زا هستند به انواع مضر، وجود خواهد داشت، به­گونه­اي كه دشمن براي تاثيرات ناشي از آنها درماني در اختيار نداشته باشد.
2- بهبود عوامل ميكروبي موجود: ممكن است تغيير ژنتيكي در عوامل سمي و بيولوژيكي ويژه جنگ، سبب غلبه بر موانع ويژه­اي شود كه معمولاً باعث مي­شوند كاربرد نظامي آنها محدود باشد. خصوصاً مهندسي ژنتيك و دانش بيوتكنولوژي مدرن مي­تواند سبب تسهيل توليد و بهبود روش­هاي نگهداري و پرتاب اين سلاح­ها شوند. همچنين اين علوم مي­توانند توان كنترل عوامل بيماري­زاي فعلي را افزايش دهند. با اين حال، هنوز معلوم نيست كه اين تغييرات بتوانند كاربردهاي نظامي سلاح­هاي بيولوژيك را به طرز چشمگيري متحول سازند.

3- كاهش دورة نهفتگي: با تغيير عوامل جنگ بيولوژيك و افزايش سرعت بيماري­زايي آنها، مي­توان كاربرد نظامي اين عوامل را در ميدان نبرد افزايش داد. اما رسيدن به اين هدف در آيندة نزديك ميسر نخواهد بود.

4- افزايش پايداري عوامل در محيط: شايد مهندسي ژنتيك بتواند توان ميكروارگانيسم­ها و سموم را در مقابله با برخي فشارهاي ناشي از ذخيره­سازي و پخش شدن در محيط افزايش دهد. اين كار به روش­هايي چون وارد كردن مجموعه­اي از ژن­هاي مقاوم در برابر درجة حرارت، تابش اشعة مافوق بنفش و خشكي امكانپذير است. همچنين تبديل شدن اين عوامل به ذرات معلق در هوا، توام با شكستگي­هايي است كه مي­توان ژن مقاوم در مقابل اين شكستگي­ها را نيز به ارگانيسم وارد كرد. به هر حال، اين ويژگي­ها از نظر ژنتيكي پيچيده هستند و به خوبي درك نشده­اند.

5- افزايش شدت بيماري‌زايي: ارتقاء روش­هايي كه ژنهاي مولد سم را به ميزان بسيار بيشتري نمايان مي‌سازند، باعث شده تا سويه­هايي از باكتري­هاي نوتركيب بدست آيند كه قادرند به ميزان ده تا صد برابر حد طبيعي، سم توليد كنند.

6- افزايش مقاومت در برابر آنتي­بيوتيك: وارد كردن ژن­هاي مقاوم به آنتي­بيوتيك به پيكر عواملي كه به­طور طبيعي بيماري­زا هستند، مي­تواند اين عوامل را به يك يا چند داروي پيشگيرنده و يا درمانگر مقاوم نموده و سبب بي­اثر­سازي اين وسايل دفاعي شود. ضمن آنكه طرف حمله­كننده مي­تواند سربازانش را در برابر اين عامل تغييريافته ايمن ساخته و بدون نياز به آنتي­بيوتيك از آنها محافظت كند.

7- توليد واكسن­هاي خاص: تكنيك­هاي DNA نوتركيب توليد واكسن­هاي ويژه­اي متناسب با عوامل جديد را ساده­تر و مطمئن­تر مي­سازند و سبب مي­شوند طرف حمله‌كننده، ضمن آنكه سپاهيانش را محافظت مي­كند، طرف مقابل را از واكسن محروم سازد. در گذشته يك مانع اساسي در راه دستيابي به توان تهاجمي در جنگ بيولوژيك مشكل توليد واكسن­هايي بود كه به نحو موثري حفاظت‌بخش باشند. با وجود اين، واكسن­هاي نوتركيب هميشه موثر واقع نمي­شوند. چرا كه اين واكسن­ها فقط يك يا تعداد كمي از آنتي­ژن­ها را به سيستم ايمني وارد مي‌كنند. حال آنكه مقابله با عامل بيماري­زاي واقعي، مستلزم مجموعة كاملي از اين آنتي­ژنهاست.

8- افزايش توان كنترلي: ممكن است از طريق مهندسي ژنتيك، عوامل بكارگرفته شده براي ساخت سلاح‌هاي بيولوژيك بيشتر تحت كنترل درآيند. اين كار از طريق دستكاري ژن­ها صورت مي­گيرد و از اين طريق، بقاي يك جمعيت باكتريايي هنگام آزادشدن در محيط، برنامه­ريزي مي­شود. به­­عنوان مثال، مي­توان يك ميكروارگانيسم را از نظر ژنتيكي طوري طراحي كرد كه فقط در يك شرايط محيطي ويژه بقا يابد. همچنين مي­توان توالي­هاي تنظيم­گري به نام "ژن­هاي خودكشي مشروط" را طراحي نمود. اين توالي­ها سبب مي­شوند ميكروارگانيسم پس از آنكه به­حد مشخصي تكثير يافت، نابود شود. با وارد كردن چنين ژن­هايي به داخل پيكرة عامل بيماري­زا، مي­توان عواملي براي سلاح­هاي بيولوژيك خلق نمود كه براي مدت زمان معيني، سبب توليد بيماري مي­شوند و سپس خودبخود مي­ميرند.

9- كاهش حساسيت عوامل نسبت به دفاع ايمونولوژيكي: از طريق انتقال ژن مي­توان آنتي­ژن­هايي كه در سطح خارجي ويروس بيماري­زا يا سم قرار دارند را به گونه­اي تغييرداد كه ويروس يا سم مذكور به دفاع ايمونولوژيكي ميزبان (كه از قبل وجود دارد)، يا واكسن­هاي استاندارد و يا ضد سم­ها حساس نباشد (چون در ساختمان اغلب سموم بخش­هايي كه خواص آنتي­ژنيكي دارند، به جاي آنكه نزديك بخش­هاي مسئول خواص سمي باشند در قسمت چارچوب مولكول واقع شده­اند و لذا مي­توان خواص ايمونولوژيكي يك سم را تغيير داد، بي‌آنكه بر فعاليت بيولوژيكي آن تاثير نامطلوبي داشته باشد.)

10- كاهش توان دفاعي بدن در مقابل عوامل بيماري‌زا: تصور اين مساله مشكل نيست كه با افزايش دانايي بشر در مورد سيستم ايمني بدن و توان بيشتري كه در طراحي مجدد پروتئين­ها حاصل مي­شود، امكان دستيابي به يك سلاح بسيار ويژه كه بتواند به روش­هاي مختلف سيستم ايمني بدن را مورد حمله قرار دهد، افزايش يابد. به‌عنوان مثال، به­جاي آنكه يك جمعيت خاص عمداً با يك عامل عفونت­زا آلوده شده و به يك بيماري خاص مبتلا شوند، يك مهاجم بيولوژيكي مي­تواند با استفاده از يك سم، سيستم ايمني را از كار بياندازد. در پي آن، بنا به قانون طبيعت، انواع عفونت­هاي فرصت­طلب از راه خواهند رسيد. از طرف ديگر ممكن است يك عامل سمي تازه، بتواند سيستم ايمني بدن را طوري برآشوبد كه خود سيستم به عامل بيماري‌زا بدل شده و بد عمل كردن آن سبب ناتواني و يا مرگ شود. اين ترفندها خيال­پردازانه به­نظر مي­رسند، ولي بهتر است به ياد داشته باشيم كه "آنتروتوكسينB استافيلكوكال" بخشي از قدرت خود را در ناتوان ساختن فرد، مديون تاثير اختصاصي بر سيستم ايمني است (گر چه اين نكته در زماني كه اين سم توسط ايالات متحده به­صورت سلاح درآمد، روشن نشده بود.) علاوه بر سيستم ايمني، ساير سيستم­هاي فيزيولوژيكي هم مي­توانند اهداف مناسبي براي اين­گونه حملات اختصاصي باشند.

11- سموم بيولوژيك: مورد ديگري كه بدان بايد اشاره نمود، سموم است. اسلحه­هاي سمي جديد، مي­توانند پروتئين­هايي باشند كه به­طور طبيعي در تنظيم سيستم ايمني دخيل بوده و از طريق مطالعات ژنومي شناخته شده­اند. چنانچه غلظت اين پروتئين‌ها بيش از حد طبيعي باشد، يا در بافتي حضور يابند كه به­طور طبيعي در آنجا وجود ندارند، تاثير سمي از خود نشان مي­دهند. همچنين پروتئين­هايي كه در يك مرحلة خاص از تكوين بافت، نقش تنظيم‌كننده دارند، ولي در بافت بالغ به­طور طبيعي يافت نمي­شوند، در صورت حضور در بافت بالغ سم محسوب مي­شوند. چنين سمومي را مي­توان به كمك مهندسي ژنتيك ساخت.

پيشرفت در زمينة سموم پروتئيني جديد، تنها كاربرد بيوانفورماتيك در بسط سلاح­هاي بيولوژيكي نيست. وقتي ژن­هاي مربوط به هر دسته از پروتئين­ها در توالي ژنوم شناخته مي­شوند (مثلاً ژن­هاي مربوط به كانال­هاي يوني، گيرنده­هاي سطحي و غيره) و ساختار سه­بعدي آنها پيش­بيني مي­شود، درك ما از روش­هاي بيولوژيكي كه اعمال سلول به كمك آنها و به واسطة علائم خارج از سلول تنظيم مي­شود، به شكل معتنابهي افزايش مي­يابد. اين مساله امكان طراحي مولكول­هاي كوچك را فراهم مي­سازد. اين مولكول­ها مي­توانند به گيرنده­هاي سطحي سلول متصل شده و به گونه­اي كه براي ما قابل پيش­بيني است، عملكرد اين گيرنده­ها را عوض نمايند. اين سلاح­هاي شيميايي "طراح"، مي­توانند بسيار موثر واقع شوند؛ در عين حال ساخت آنها ساده بوده و پايدارند. شايد نگران­كننده‌ترين مساله اين باشد كه تعداد بيشماري از چنين عوامل بيولوژيكي در حين مطالعاتي با اهداف صلح­جويانه در زمينة عملكرد سلول و عوامل درماني، پيشرفته­تر خواهند شد. بنابراين ما در مكاني از اين تحول عظيم زيست‌شناختي و پزشكي ايستاده­ايم كه مي­تواند طيف وسيعي از تكنولوژي­هاي جديد را به ارمغان آورده و در خدمت ساخت سلاح­هاي جديد بيولوژيكي، سمي و شيميايي قرار دهد.

12- مواد ناتوان­كننده: شايد يكي از پيامدهاي تحقيق در زمينة DNA نوتركيب، ساخت مواد ناتوان‌كننده‌اي باشد كه عملكرد قويتري دارند. از طريق مهندسي ژنتيك، حتي ممكن است تركيبات طبيعي خود بدن را به عنوان عوامل ساخت جنگ‌افزاري بكار گرفت. تنظيم‌كننده­هاي بيولوژيكي، پپتيدهاي كوچكي هستند كه در شرايط فيزيولوژيك فعالند. آنها در حالت طبيعي به مقادير جزئي در بدن يافت شده و فعاليت­هاي روان­شناختي كليدي را در بدن هماهنگ مي‌سازند. غلظت اين مواد در بدن انسان پائين است. ولي با همين غلظت كم، بر تمام روندهاي حياتي اعم از فيزيولوژيك يا ذهني تاثير مي­گذارند؛ براي مثال، بر ترشح هورمون­ها، كنترل درجه حرارت بدن، خواب، خلق­و­خو، هشياري و هيجانات اثر دارند. يك مجموعة مهم از اين مواد، پپتيدهاي شبه ترياكي هستند كه مي­توانند تاثيرات ضد درد داشته يا سبب القاء احساس سرخوشي شوند. چون تعداد بسيار كمي از اين پپتيدها، مي‌تواند وظايف لازم را به انجام برساند، لذا اين احتمال وجود دارد كه اگر مقادير بيشتري از آنها بكار رود، سبب القاء احساسي مانند سرخوشي، ترس، خستگي، فلج، توهم يا افسردگي شوند. همين مساله آنها را تبديل به سلاح بالقوه­اي مي­سازد كه غير كشنده اما ناتوان كننده هستند.

تنظيم كننده­هاي بيولوژيك را مي­توان از طريق شيميايي به­گونه­اي تغيير داد كه فعاليت فيزيولوژيك، پايداري و ويژگي آنها تغيير يابد. براي مثال، تغيير هورمون پپتيدي LHRH از طريق جانشين­سازي فقط يك اسيد آمينه، سبب مي­شود هورموني با قدرت 50 برابر توليد شود.

13- توليد سلاح­هاي نسل چهارم: تصور محتمل ديگري كه مي­توان براي آينده ارائه نمود، توليد عوامل بيماري­زايي است كه قدرت تميز بيشتري داشته و مي­توانند بر بخشي از جمعيت يك گونه تاثيرگذار باشند. اين نوع جديد سلاح­هاي بيولوژيك هنگامي پيشرفت كرد كه اطلاعات حاصل از مطالعات ژنوميكس و پروتئوميكس براي طراحي يك عامل خاص بكار گرفته شد. اين عامل قادر است افرادي از يك جمعيت را تحت تاثير قرار دهد كه داراي يك پروتئين يا ساختمان ويژه هستند و عامل مذكور، مخصوص آن ساختار طراحي شده است. اساس عملكرد آنها بكارگيري توالي­هاي ژني متفاوت بين جمعيت­هاست و از طريق آنها افراد دشمن به­طور انتخابي بيش از افراد خودي، ناتوان يا كشته مي­شوند.

در بسياري از موارد آنچه به­عنوان هدف طراحي مي­شود، مي­تواند در تمام افراد گونه يافت شود و در مواردي هم ساختارهايي در نظر گرفته مي­شوند كه فقط افرادي كه واجد فرم خاصي از آن ساختار هستند، به تاثيرات سمي سلاح جديد حساس باشند. وجود چنين احتمالي، انديشة "سلاح­هاي قومي" را به‌دنبال مي­آورد. سلاح­هايي كه فقط بر يك قوم يا نژاد موثر بوده و بر ديگر اقوام خير.

البته در ميان جمعيت­هاي انساني، ميزان تنوع ژنتيكي داخل جمعيت­ها، معمولاً بيش از تنوع ژنتيكي بين جمعيت­هاست و اين قضيه سبب مي­شود كه چنين سلاح­هايي بسيار غيراختصاصي عمل كنند. تحليل داده‌هاي حاصل از تعيين توالي در ژنوم انسان تاكنون نتوانسته به­هيچ شكلي از پلي­مورفيسم دست يابد، به‌گونه­اي كه بتوان از آن براي نژادهاي كاملاً مشخصي استفاده نمود. در واقع تنوع ژنتيكي در جمعيت­هاي انساني، نشانگر داشتن نسبت ضعيفي با ديگر گونه­هاست و اين تقويت­كنندة اين عقيده است كه جمعيت نياكاني بشر، جمعيت كوچكي بوده است.

برخي از مطالعاتي كه اخيراً انجام شده و به بررسي پلي‌مورفيسم در DNA ميتوكندريايي، كروموزوم Y و DNA اتوزومي پرداخته­اند، نشان مي­دهند كه قسمت عمدة تنوع ژنتيكي در داخل هر جمعيت است و نه در ميان جمعيت­هاي مختلف.

ممكن است بتوان از طريق برچسب­زدن ژنتيكي، امكان هدف گرفتن جمعيت­هاي خاص را بوجود آورد. استون بلاك از دانشگاه پرينستون آمريكا اظهار مي­دارد كه برچسب زدن ژنتيكي سبب به­وجود آمدن نسل جديدي از ويروس­ها مي­شود كه به­منظور هدف قرار دادن ساختار ژنتيكي جوامع خاص مورد استفاده قرار مي­گيرد. چنين عواملي مي­توانند به­طور پنهاني در جامعه پخش شوند و به آساني در يك زمان معين آزاد گردند. مبارزه با اين تسليحات بيولوژيك نسل چهارم بسيار مشكل خواهد بود. گزارش شده است كه موسسه تحقيقات جنگ بيولوژيك "نزتزيونا در اسرائيل"، در حال توسعة يك سلاح بيولوژيك قومي است. همچنين ادعا شده كه تحقيقات مشابهي در آفريقاي جنوبي و در دوران رژيم آپارتايد انجام گرفته است. يك سلاح بيولوژيكي با قابليت هدف‌گيري قومي، مفهوم كلي جنگ بيولوژيك را دگرگون خواهد كرد. متاسفانه آنچه كه در بال در باره ميزان تنوع ژنتيكي بدان اشاره شد، دربارة محصولات عمدة كشاورزي و حيوانات اهلي كه انسان براي تغذيه به آنها وابسته است، مصداق دارد؛ بخصوص در كشورهاي پيشرفته كه كشاورزي بر كشت گياهاني با ژنتيك معين استوار شده است و معمولاً هم يك نوع خاص از هر گياه كشت مي­شود. در اين كشورها اساس دامپروري نيز بر پرورش حيواناتي است كه از نظر نژادي بسيار خالص شده­اند. اين روند در كشورهاي در حال توسعه نيز در حال پيشرفت است. همين مساله سبب مي­شود كه محصولات گياهي و حيوانات اهلي كه براي تامين غذا بكار مي­روند، هدف مطلوبي براي سلاح­هاي ويژة هر ژنوتيپ باشند. هنگامي كه تراكم بالايي از گياهان و تعداد زيادي از حيوانات مورد هدف واقع شوند، اين حساسيت به سلاح افزايش مي­يابد. چرا كه تراكم بالا، شرايط مناسب براي سرايت سريع عامل مخرب را فراهم مي­كند.

آيندة دفاع بيولوژيك


خوشبختانه همان پيشرفت­هايي كه مي­توانند در زمينة تكنولوژي ژنومي ميكروبي جهت توليد سلاح‌هاي بيولوژيك مورد استفاده قرار گيرند، براي خنثي كردن آنها نيز مي­توانند مورد استفاد واقع شوند. يكي از مهمترين اين موارد، ناشي از پيشرفت در زمينة دستيابي به شيوه­هاي سريع‌تر تشخيص عوامل بيولوژيك است. صرف­نظر از آنكه عوامل بيولوژيك به وسيلة مهندسي ژنتيك دستكاري شده­اند يا نه، "هيبريداسيون مقايسه­اي ژنوم" كه با استفاده از توالي DNA صورت مي­گيرد، به­طور قطع در تشخيص اختلافات ويژة گونه­ها در زمينة شدت بيماريزايي و خواص آنتي­ژنيكي كاربرد داشته است؛ مانند آنچه در مورد هليكوباكتر پيلوري و استرپتوكوكو پنومونيا انجام شده است.

ساخت تراشه­هاي DNA اولين قدم در پيشرفت روش­هاي تشخيصي است. اين تراشه­ها دربرگيرنده توالي­هاي كدكننده براي چند ايزوله از هر عامل بيماري­زاي انسان، حيوان و گياه است. بازخواني اطلاعات از چنين آشكارسازي مي­تواند دانش كافي دربارة ژنتيك هر عامل بيولوژيك جنگي را بدست دهد. حتي اگر اين عامل شامل ژن­ها يا پلاسميدهايي باشد كه از ديگر سويه­ها گرفته شده­اند، يا قدرت بيماري­زايي غير عادي داشته باشد، خواص مقاومت در برابر آنتي­بيوتيك­ها را دارا باشد يا يك ارگانيسم تركيبي بوده و با استفاده از اجزاء ساير ارگانيسم­ها ساخته شده باشد.

پيشرفت در ساخت واكسن­هاي جديد، يكي از حوزه‌هايي است كه با دستيابي به اطلاعات جديدتر دربارة توالي ژنوم عوامل بيماري­زا ميسر خواهد شد. در مطالعه­اي كه نتايج آن در مجلة Science سال 2000 به چاپ رسيد، كاربرد اطلاعات مربوط به توالي ژنوم سروتيپ نايسريا مننژتيديس در تشخيص كارايي واكسن­هاي جديد توصيف شده است. اين واكسن­ها مي­توانند در برابر اين عامل بيماريزا، ايمني ايجاد كنند.

در طراحي واكسن عليه سروتيپ فوق، استفاده از روش معمول در مورد ساير سروتيپ­ها معقول نيست. طي مدت زماني كه براي تعيين توالي ژنوم اين سروتيپ به صورت كامل لازم بود (حدود يك‌سال)، تلاش­هاي بيوانفورماتيك براي تشخيص تمام آنتي­ژن­هاي بالقوة سطح سلول با روش­هاي "غربالگري با تعداد نمونة بالا" همراه شد و از مجموع 570 كانديداي واكسن، هفت مورد انتخاب شد. در مطالعه­اي كه پس از آن صورت گرفته است، روش مشابهي توسط مد ايميون بكار گرفته شده تا داده­هاي مربوط به ژنوم استرپتوكوكوس پنومونيا استخراج شده و براي تعيين شش بخش مناسب براي ساخت واكسن مورد استفاده قرار گيرد.

به كمك كوشش­هاي مشابه، در آزمايشگاه­هاي سراسر دنيا تلاش مي­شود تا اپي­توپ­هاي جديدي در سلولهاي T يافت شوند تا اين اپي­توپ­ها در مورد عوامل بيماري­زايي بكارگرفته شوند كه پاسخ سيستم ايمني در مقابل آنها، پاسخ ايمني سلولي است. تاكنون اين روش به اندازة روش­هايي كه سبب بسط واكسن­هاي تحريك كننده سيستم ايمني هومورال مي‌شوند، موفق نبوده ولي دسترسي به تمام آنتي­ژن­هاي بالقوه، به خودي خود بسيار ارزشمند است.

بكارگيري روش­هاي ژن‌درماني و واكسن­هاي ژني، از پيشرفته­ترين روش­هاي مصونيت‌زايي در مقابل عوامل نوين بيولوژيك است. در واقع واكسيناسيون ژنتيكي، كدكردن يك پروتئين آنتي­ژني كلون شده در يك ناقل بيان (مثل پلاسميد يا pDNA) است كه به فرد بيمار منتقل گرديده است. سيستم ايمني فرد نيز به­طور متقابل به اين پروتئين خاص واكنش نشان مي­دهد.

استفاده از واكسن­هاي ژن­درماني داراي مزاياي بسياري از جمله كارايي بسيار بالا همراه با ايمني و كيفيت درمان است. كليد موفقيت يك فرآيند ژن­درماني، استفاده از ناقل مناسبي است كه ژن هدف را به ميزبان برساند. خصوصياتي كه براي چنين ناقلي مي­توان در نظر گرفت، عبارتنداز:

1- نسبت به بافت اختصاصي باشد

2- متناسب با اندازة قطعة DNA باشد
3- خودش پاسخ ايمني توليد نكند

4- كوچك باشد

5- پايدار باشد

pDNAها مي­توانند انواع گوناگوني از آنتي­ژن­ها را كد كنند؛ ازجمله پروتئين پوششي ويروس آنفلوآنزا، گليكوپروتئين ويروس ايدز (HIV-1)، پروتئين سطحي هپاتيت B، مايكوباكتريوم توبركولوز (سل) و غيره.

مورد ديگري كه مي­توان به آن اشاره نمود، آنتي­بيوتيك­هاست. آنتي­بيوتيك­هاي فعلي سه روند سلولي را در داخل باكتري هدف قرار مي­دهند: روند سنتز DNA، سنتز پروتئين و سنتز ديوارة سلولي باكتري. دليل آنكه اين سه روش، اهداف مناسبي را براي تركيبات ضد ميكروبي دنبال مي­كنند، آن است كه اين سه هدف، نشانگر اعمال اساسي سلول هستند.

در يك نگاه وسيع‌تر، هر پروتئيني كه براي حيات سلول ضروري باشد، يك هدف بالقوه براي گروه جديد آنتي بيوتيك­هاست. اين روش­ها از اطلاعات موجود در بانك­هاي ژنومي به­طور كامل استفاده مي­كنند. زيرا اين امكان را فراهم مي­سازند كه سيستم سنجش بتواند اهداف جديد را شناسايي كند. اين امر به وسيلة دانش استنتاجي ما راجع به عمل يك پروتئين خاص، محدود نمي­شود. حال اگر اين سوال مطرح شود كه مزايا و معايب پيشرفت در توليد آنتي­بيوتيك­هاي وسيع‌الطيف در مقابل آنتي­بيوتيك­هايي كه عمل اختصاصي دارند چيست، بايد گفت كه اگر در روند اكتشاف دارو، اين اطلاعات ژنومي مورد استفاده قرار گيرد، مي­توان در هر دو جهت به موفقيت رسيد.

تكميل پروژه توالي يابي ژنوم انسان، نقطة آغازي براي فهم بهتر روند بيماري­هاي عفوني است و اين فهم، توان بالقوة بالايي عليه جنگ بيولوژيك دارد. با استفاده از توالي DNA و روش­هاي پروتئوميك، بايد بتوان جريان وقايعي كه پس از عفوني شدن يك سلول انساني به وسيلة يك عامل بيماري­زا رخ مي­دهند (وقتي يك مولكول سمي وارد سلول مي­شود يا وقتي مواد تنظيم كنندة توليد شده توسط سيستم ايمني، به سلول داخل مي­گردد) را تجزيه و تحليل كرد.

در انتها بايد خاطر نشان نمود، با توجه به آنكه عملكرد تقريبا نيمي از تمام ژن­ها، هم در عوامل بيماري­زا و هم در بدن انسان هنوز ناشناخته باقي مانده، لذا اطلاعات ديگري كه در زمينة عملكرد ژنوم در آينده حاصل خواهد شد، پروتئين­ها و مسيرهايي را شناسايي خواهند نمود كه كاملاً جديد هستند. اين داده­ها كارهاي آتي در زمينة طراحي واكسن­ها و تركيبات ضد ميكروبي را تكميل خواهند نمود، به­گونه­اي كه شايد امروزه تصور آن براي ما ممكن نباشد.

نتيجه­گيري



در مسابقه­اي كه ميان تهاجم و دفاع در جريان است، مسابقه­اي كه اغلب در تاريخ نظامي­گري ديده مي­شود، به­نظر مي­رسد كه دفاع امري موقتي است. درصورتي كه اين امر حقيقت داشته باشد، جامعة بين­المللي كه در جهت كنترل تسليحات تلاش مي­كند، فرصت زيادي براي ايجاد مكانيزم­هاي جديد و مناسب كنترل تسليحات بيولوژيكي پيشرفته در اختيار ندارد.

سازمان­هاي بين­المللي و سازمان­هاي غير دولتي درون جوامع، بايد اين فرصت را غنيمت شمرده و روش­هاي مناسب قوت بخشيدن به معاهدة منع گسترش سلاح­هاي شيميايي و بيولوژيك را بيابند. شكست در اين زمينه، به معني آن است كه دنياي آينده را پذيراي احتمالات مخوفي گردانده­ايم؛ احتمالات هولناكي كه در اولين دهه­هاي قرن بيست­و­يكم سر بر خواهند داشت.

مراجع:

 

1. Wheelis, Mark. and Malcom Dando. New Technology and Future Developments in Biological Warfare. Disarmament Forum, Four 2000.

2. Fraser, Claire M. and Malcom R. Dando. Genomic and Future Biological Weapons: The Need for Preventive Action by the Biomedical Community. Natur publishing group, 2001. at: http://genetics.nature.com

3. An Introduction to Biological weapons, and the Relationship to Biosafety. The sunshine Project; April 2002.

4. Technologies Underlying Weapons of Mass Destruction. Chapter 3: Technical Aspects of Biological Weapons Proliferation. PP. 113- 117.