|
كشف پنيسيلين توسط الكساندر فلمينگ اغلب به عنوان رويدادي تصادفي معرفي ميشود. بر اسا س داستاني كه همهي ما شنيدهايم ، هاگ سرگردان كپكي از يك پنجره باز به آزمايشگاه فلمينگ راه يافت و روي محيط كشت بدون سرپوش باكتريها قرار گرفت. سپس، فلمينگ متوجه ناحيه روشني در محيط كشت شد كه از كشته شدن باكتريها خبر مي داد. او بي درنگ به اهميت درماني اين رويداد پي برد و به زودي پنيسيلين به عنوان دارويي جادويي شناخته شد. |
|
خود فلمينگ نيز اغلب بر نقش شانس در كار خود تاكيد كرده است . وي با وجود كسب جوايز و افتخارات بي شمار با فروتني به ديگران يادآوري مي كرد كه : من پني سيلن را اختراع نكرد ه ام طبيعت آن را اختراع كرده است و من فقط بر حسب اتفاق آن را كشف كردم . اين نوع نگرش باعث پنهان ماندن حجم قابل ملاحظه اي از فعاليت هاي علمي شده است كه به شناسايي كارايي پني سيلين به عنوان يك داروي ضد باكتري انجاميدند. بدون تلاش هاي قابل تقدير چندين محقق كه مشاهده اوليه فلمينگ را دنبال كردند , بدون شك پني سيلين يك كشف علمي بزرگ نمي شد .
فلمينگ نخستين دانشمندي نبود كه اثرات ضد باكتري كپك را مشاهده كرد . در سال 1871 جوزف ليستر ، بنيانگذار ضد عفوني در جراحي ، دريافت كپك هاي موجود در يك نمونه ادرار از رشد باكتري ها جلوگيري مي كنند. در سال 1875 جان تيندال به جامعه رويال لندن گزارش كرد كه نوعي Penicillium باعث نابودي باكتري ها مي شود. در 1877 لويي پاستور و جولس جوبرت مشاهده كردند كه ميكرو ب هاي هوازي مي توانند از رشد باسيل سياه زخم در نمونه ادراري كه پيش تر ضدعفوني شده بود ، جلوگيري كنند .
در سال 1897 ارنست داچسن پايان نامه دكتراي خود رادرباره رقابت تكاملي ميان ميكرو ب ها به پايان رساند. پايان نامه او روي بر هم كنش بين E.Coli و Penicillium glaucum متمركز شده بود. او گزارش كرد چگونه اين كپك باكتري ها را در محيط كشت از بين مي برد . به علاوه , چند جانور را به طور همزمان با اين كپك و مقدار كشنده اي از باسيل تيفوئيد آلوده كرد و نشان داد كپك از ابتلاي آن ها به تيفوئيد جلوگيري مي كند. داچسن قصد داشت تحقيقات بيش تري در اين زمينه انجام دهد , اما پس از اخذ مدرك خود به ارتش پيوست و پيش از آن كه به دنياي پژوهش باز گردد ، بر اثر بيماري سل جان باخت.
فلمينگ ابتدا در سال 1928 عمل ضد باكتري پني سيلين را مشاهده كرد . با وجود اين , بررسي هاي باليني را در اين زمينه آغاز نكرد . به علاوه او تا س ا ل 1940 , از پني سيلين به عنوان دارويي مفيد براي درمان عفونت هاي انسان ي دفاع نمي كرد . شايد جذاب ترين بخش داستان كشف پني س ي ل ي ن به عنوان دارويي جادويي ، رويدادهايي باشند كه طي اين وقفه 20 ساله , رخ دادند.
فلمينگ در سال 1928 در پي عوامل ضد باكتري بود و قابليت پني سيلين را در اين زمينه مورد بررسي قرار داد. او دريافت كه پني سيلين براي جانوران سمي نيست و گلبول سفيد نيز آسيب نمي رساند . به علاوه دريافت كه اگر پني سيلين از راه دهان مصرف شود , جذب نمي شود و اگر به فرد تزريق شود. پيش از آ ن كه بتواند اثرات خود را بر جاي گذارد از طريق ادرار دفع مي شود . بنابراين از نظر او توان ضد باكتري پني سيلين در مقايسه با ضد عفوني كننده ها ي مرسوم محدود بود.
فلمينگ پس از اين آ ازمايش ها به ارزش پنيسيلين براي مطالعه روي باكتري هاي پي برد . همان طور كه مي دانيد پني سيلين از رشد گونه هاي خاص ي از باكتري ها جلوگيري مي كند. بنابراين به محقق امكان كشت گزينشي گونه هاي ديگري از باكتري ها ( از جمله باكتري هايي كه باعث آنفولانزا آكنه و سياه سرفه مي شوند ) را مي دهد . تا دهه 1930 از پني سيلين فقط به همين منظور استفاده مي شد . البته پني سيليني كه در اين دوره تهي مي شد ناخالص و فقط براي همين هدف مناسب بود و براي نابودي يك عفونت حاد در انسان به اندازه كافي قدرت نداشت . در اين دوران فلمينگ تحقيقات خود را روي دسته ديگري از مواد ضد باكتري به نام سولف و نام ا يد متمركز كرد.
نقش پني سيلين براي درمان عفونت هاي انسان در آ زمايشگاه ديگري پي گيري شد كه هووارد فلوري آ ن را اداره مي كرد . در سال 1938 يكي از همكاران فلوري به نام ارنست چاين به منظور شناخت ن بهتر نحوه عملكرد عوامل ضد باكتري طبيعي ، تحقيقات خود را آ غاز كرد . وي سه ماده ضد باكتري طبيعي از جمله پني سيلين را برگزيد . مقاله فلمينگ ، كه در سال 1929 منتشر شده بود ، سرنخ هايي به دست او داده بود .
تا سال 1939 چاين و فلوري آ زمايش هاي مقدماتي را براي سنجش توان درماني پني سيلين آ غاز كردند . اما آنان نمي توانستند اين مساله را به راحتي بيازمايند ؛ توليد و خالص سازي پني سيلين مشكل بود. فلوري نتوانست هزينه اين كار را تامين كند. از طرف دي گ ر در آ ن سال ها جنگ جهاني دوم به اوج خود رسيده بود و براي تحقيق ي كه اساس آن را هنوز حدس و گمان تشكيل مي داد بودجه اضافي در دسترس نبود .
سرانجام اواخر سال 1939موسسه راكف لر امريكا هزينه اين كار را تام ي ن كرد . آنان دز اواسط سال 1940 به اندازه كافي پودر پني سيلين در اختيار داشتند تا آزمايش هاي خود را روي موش ها انجام دهند . پني سيلين از مرگ چند موش كه با مقادير مرگباري از استرپتوكوك كشنده آلوده شده بودند ، جلوگيري كرد . بنابراين ، آنان آ زمايش ها را تكرار كردند و سپس براي به دست آوردن مقدار مناسب پني سيل ي ن براي تزريق و دفعات آ ن ، تلاش خود را آ غاز كردند.
براي آن كه پني سيلين براي جلوگيري از عفونت در انساننيز موثر باشد مقدار آن در مقياس وزني بايد 3 هزار برابر آن چه باشد كه در موش استفاده شد . محققان براي كشت كپك در مقياس وسيع از تعداد زيادي قوطي بيس كو ئيت استفاده كردند . ستون هاي كروماتوگرافي امكان تخليص را فراهم ساختند و به اين ترتيب با تلاش يك گروه تحقيقاتي مركب از دوپرفسور , پنج دانشجوي مقاطع تكميلي و ده دستيا ر كه چند ماه همه روزهاي هفته را مشغول فعاليت بودند ، پني سيلين خالص و به مقدار كافي براي درمان شش بيمار تهيه شد .
پس از اين كه كارايي پني سيلين در درمان عفونت ها بين سال هاي 43-1942 به طور كامل به اثبات رسيد ، توليد تجاري آن آغاز شد . درابتدا شركت هاي دارويي هر ماه فقط توان توليد پني سيلين مورد نياز براي 200 بيمار را داشتند . دو سال بعد شركت هاي داروسازي امريكا توانستند هر ماه براي درما ن 250 هزار بيمار دارو عرضه كنند .
دانشمندان ز ي ادي از جمله فلمينگ بر اين باور بودند كه شناسايي ساختمان شيميايي پني سيلين به شميدانان امكان مي دهد اين ماده را به مقداري كه از نظر اقتصادي به صرفه باشد ، به طور مصنوعي توليد كنند. اما پس از تعيين ساختمان شيميايي پني سيلين مشخص شد هزينه توليد مصنوعي آن به اندازه استخراج آ ن از كپك است . امروزه اين دارو به صورت نيمه مصنوعي تهي مي شود .