X
تبلیغات
هسته علمی ژنتیک بسیج دانشجویی - ژنتيك انساني

هسته علمی ژنتیک بسیج دانشجویی

genetic students of shahrekord university

کاريوتيپ برخی بيماری های ژنتيکی

بيماری مادرزادی سيتوژنتيکی ناهنجاری ای است که در ابتدای تولد گريبانگير نوزاد می شود. در ذيل انواعی از آنها را بررسی می کنيم.

جابجايی رابرت سونين

45,XX,rob(13,14)

جابجايی رابرت سونين کروموزم 13 و 14(اتصال انتها به انتهای کروموزم ها) با بازآرايی متعادل در اين شکل نشان داده شده است. در اين شخص اضافه شدن و يا از دست رفتن خالص ماده ژنتيکی وجود ندارد لذا او احتمالا دارای کاريوتيپ نرمال است. اما بهرحال خطر داشتن فرزند غیرعادی يا از دست رفتن خودبخودی بارداری افزايش می يابد.

تريزومی 21

47,XX,+21

کروموزم اضافه 21 سبب ايجاد افراد با سندرم داون کلاسيک می شود. در برخی موارد سندرم داون بر اثر تريزومی های والدينی کروموزم 21 و موزائيسم  بوجود می آيد.

 

سندرم کلاين فلتر

49,XXXXY

کاريوتيپی که در شکل آمده فردی با سندرم کلاينفلتر را نشان می دهد. اشخاصی با آين سندرم مردانی هستند که اصولا با کاريوتيپ تيپيک  XXY,47 نشانداده می شوند. آنها فنوتيپ بخصوصی  شامل ويژگی های استخوانبندی بلند ، ناباروری ،  ژنيکوماستی و هيپرگوناديسم  را نشان می دهند. اگرچه انيوپلوئيدی بیش از يک کروموزم  معمولا کشنده است اما بدليل غير فعال شدن کروموزم X (پديده ای که در هر سلول تمام کروموزم های X سلول  بجز يکی خاموش می شوند) اثر  کروموزم های  X اضافی ( در شکل 3تا) از بين می رود و فرد زنده می ماند.

سندرم دی جورج

افرادی با سندرم دی جورج غالبا نواقص قلبی و نقص دستگاه ايمنی  داشته و از نظر هوش کمی عقب افتاده هستند. دليل ايجاد سندرم دی ژورژ نقص کروموزم 22 زمانی که يکی از باندهای بازوی کوتاه حذف شده است می باشد.  اين حذف با چک کردن کاريوتيپ حدس زده شده و با روش FISH  تصديق می شود.

اين شکل کاريوتيپ شخصی را که دارای سندرم مذکور است نشان می دهد. با توجه دقيق به جفت بيست و دوم می توانيد تشخيص دهيد که يک باند کوچک روشن در کروموزم سمت راست حذف شده است. اگر اين نقص را در کاريوتيپ ساحته شده از کروموزم 22 چند نفر بررسی کنتيد براحتی قادر به تشخيص آن خواهيد بود.

اين تصوير يک FISH انجام شده برای تشخيص قطعی بيماری را در فردی مبتلا به اين سندرم نشان می دهد.

سندرم XYY

47,XYY

اين تصوير کاريوتيپ مردی با کروموزم Y اضافه را نشان می دهد. بيماری فنوتيپ متغييری نشان می دهد که می تواند شامل ساختار بدنی بلند و جوش های بزرگ باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 14:53  توسط H-E-G  | 

دانستنی هایی در باره سقط جنین

 

آشنایی با واژگان

1- سقط (Abortion): به مرگ جنین در داخل رحم در سه ماه اول حاملگی گفته می شود.

2- کروموزوم ( Chromosome ) : کروموزوم یکی از اجزاءداخل سلولی است که وظیفه انتقال ژنها را بر عهده دارد.

3- دیابت شیرین( Diabete Mellitus ): بیماری است که در ان قند خون به علت نبودن هورمون مربوطه بالا می رود.

4- پروژسترون( Progestron ): یکی از هورمونهای جنسی زنانه است که توسط تخمدانها ترشح می شود .

5- پلاکت( Platelet ) : یکی از اجزاء خون است که در لخته شدن خون تاثیر دارد.

 »»» انواع سقط بر اساس علائم بالینی چیست  ؟

۱)   سقط غیر قابل اجتناب

زمانی سقط غیر قابل اجتناب است که ادامه حاملگی غیر ممکن باشد . معمولا در این موارد خونریزی کاملا واضح و گاهی زیاد است  دردهای زیر دل آزاردهنده است به عبارتی زایمانی زودتر از موعد در حال صورت گرفتن است  ولی درد دفع جنین سقط شده به همان نسبت که جنین کوچک تر است با درد زمان زایمان جنین رسیده متفاوت است .ممکن است پرده های  جنینی پاره شده باشد و مایع درون کیسه اب خارج شود  آن چیزی که بیشتر مادر را مضطرب می کند کار نیمه تمامی است که با عشق آن را دنبال  می کرد.

 علائم و نشانه های سقط غیر قابل اجتناب  :

 خون ریزی متوسط تا شدید مشهود است.

دهانه رحم  حداقل 1 سانتی متر باز است .

جفت و جنین در داخل رحم هستند .

انقباضات   در ناحیه زیر دل و دردهای کمر به میزان متوسط تا شدید حس می شود.

تحت شرایط بالا سقط قریب الوقوع است در صورت تایید سقط درمان خارج کردن محصولات حاملگی به وسیله کورتاژ است

2)  سقط کامل و سقط ناقص :

 بر حسب میزان خروج جنین / جفت و پرده های جنینی  سقط کامل و سقط ناقص را تعریف می کنیم .

 الف )  سقط کامل  :  معمولا قبل از هفته 8  حاملگی رخ می دهد .جنین و پرده ها کاملا خارج می شوند .خونریزی بعد از خروج کامل محصولات بارداری به تدریج کم  می شود .دردهای زیر دل بهبودی می یابند .در معاینه دهانه رحم ممکن است باز و یا بسته باشد نکته مهم این است که حتما باید از خروج کامل محصولات بارداری مطمئن شویم .

 ب ) سقط ناقص

معمولا بعد از هفته 10 بارداری رخ می دهد قسمتی از جفت یا پرده ها در رحم باقی می ماند و بقیه محصولات بارداری دفع می شود.خون ریزی شدید یا متوسط است ولی تا قبل از خروج کامل محصولات حاملگی ادامه دارد.در معاینه دهانه رحم باز است..بایستی به وسیله کورتاژ  باقیمانده جفت و پرده ها را خارج نمود .

 »»» سقط در بدن چگونه رخ می دهد ؟

 اکثر سقطهای خودبخودی بین هفته 8- 12 بارداری رخ می دهد.  این زمان زمانی است که هورمون جفتی به سطح بالای کافی برای حفاظت از جنین نرسیده است . در حالی که در این زمان سطح پروژسترون مترشحه از جسم زرد رو به کاهش است .تحت اثر علتهای مختلف سقط رخ می دهد .مثلا ممکن است سن بالای پدر یا مادر موجب به وجود آمدن جنین ناقص الخلقه ای شود که امکان ادامه حیات ندارد و سقط می شود. ویا مصرف دارویی خاص و ناهنجاری زا با عث مرگ جنین سالم می شود.به هر صورت مرگ بافتها و قسمتهایی که تغذیه جنین را به عهده دارند موجب مرگ جنین می شود و جنین جداشده به عنوان جسم خارجی در رحم عمل می کند در نتیجه رحم دچار انقباض و درد می شود ( مشابه زمان قاعدگی ) به دنبال آن خونریزی و دفع جنین صورت می گیرد . علایم بالینی در افراد مختلف متفاوت است و همین تفاوت درمان خاص خود را می طلبد .

 »»» چه مدت بعد از سقط تخمک گذاری انجام می شود و خطر بارداری وجود دارد ؟

 حدود 2 هفته بعد از سقط تخمک گذاری رخ  می دهد . بنا بر این بلافاصله بعد از سقط بایستی به فکر روش پیشگیری مناسب بود . و حداقل بارداری را باید به  3 ماه آینده  موکول کرد.
 »»تعریف سقط مکرر چیست؟

سقط مکرر به بروز سه یا بیشتر سقط ، قبل از نیمه اول بارداری، اطلاق می شود و در هر 300 بارداری یک مورد حادث می شود.سقط خود به خودی شایع ترین عارضه بارداری است وبرای زوجینی که تمایل به داشتن فرزند دارند ، استرسهای روحی فراوانی ایجاد می کند.حدود 15 درصد بارداریهایی که از نظر کلینیکی تشخیص داده می شوند در نیمه اول بارداری سقط می شوند.

»»»بررسی بالینی برای تعیین علت سقط چه زمانی انجام می شود؟

بررسی های بالینی برای مشخص نمودن علت سقط وقتی لازم است که دو سقط خود به خودی متوالی ایجاد شود . به خصوص وقتی که ضربان قلب جنین ، قبل از بروز سقط تشخیص داده شده باشد ، سن مادر بیش از 35 سال ویا زوجین به سختی باردار شده باشند.

»»»چه عللی سبب سقط مکرر می شوند ؟

حالات غیر طبیعی کروموزومی والدین تنها علت غیر قابل بحث سقط مکرر است . چنین حالات غیر طبیعی کروموزومی در 5 درصد زوجین که دچار سقط مکرر می شوند حادث می شود . سایر علل عبارتند از : حالات غیر طبیعی آناتومیکی ( تشریحی) رحم که 12 درصد موارد را تشکیل می دهد. مشکلات هورمونی 17 درصد و عفونتها 5 درصد علل ، فاکتورهای ایمنی 50 درصد وعلل متفرقه دیگر حدود 10 درصد علت سقط مکرر را تشکیل می دهد . بعد از ارزیابی واقعی در 60 درصد موارد علت سقط مکرر غیر قابل توجیه باقی می ماند .

»»»چه علائمی احتمال وجود عامل ژنتیکی را مطرح می کند؟

سابقه به دنیا آوردن فرزند سالم وزنده ونداشتن نسبت فامیلی برای رد حالات غیر طبیعی کروموزومهای والدین کافی نیستند ولی سابقه سقط مکرر ومرگ داخل رحمی وتولد جنین با بیماریهای مادرزادی جنینی ممکن است با حالات غیر طبیعی کروموزومی همراه باشد.

»»»چه علل تشریحی (آناتومیکی) باعث سقط مکرر می شوند؟

این علل ممکن است مادرزادی یا اکتسابی باشد . این حالات غیر طبیعی تشریحی ممکن است به ایجاد دیواره یا پرده ای داخل رحم منجر شود . این اختلال می تواند در صورت استفاده مادر از بعضی هورمونها در دوران بارداری در جنین مونث ایجاد شود . حالات غیر طبیعی دهانه رحم ونارسایی دهانه رحم از علل تشریحی دیگر سقط مکرر هستند . دیواره داخل رحمی ممکن است با 60 درصد خطر سقط خود به خودی همراه باشد. سقط سه ماهه دوم شایع ترین فرم سقط در این اختلال تکاملی رحمی است ولی در صورتیکه سلول تخم روی دیواره جایگزین شود ممکن است سقط سه ماهه اول نیز ایجاد شود.از علل اکتسابی وتشریحی که به سقط مکرر منجر می شود چسبندگیهای داخل رحمی وفیبروم رحمی است که با به هدر ریختن خون داخل رحمی می تواند باعث سقط مکرر شود.

»»»عوامل هورمونی که باعث سقط مکرر می شوند کدامند؟

اختلالات هورمونی که به سقط مکرر منجر میشوند عبارتند از: اختلالات وضعف تخمدان ، دیابت شیرین وبیماریهای تیروئیدی.تداوم حاملگی در خلال دو ماه اول بارداری وابسته به تولید پروژسترون از تخمدان می باشد که اگر به مقدار کافی تولید نشوند سلولهای جفتی رشد کافی نخوهند داشت وبه سقط خود به خود منجر میشود . علت سقط در دیابت شیرین ممکن است اختلال در جریان خون رحمی باشد .کم کاری تیروئید بیماری هورمونی دیگری است که باعث سقط مکرر می شود واین به دلیل تاثیر روی تخمک گذاری و اختلال عملکرد تخمدانها ایجاد می شود.

»»»آیا علل عفونی نیز به عنوان علت سقط مکرر مطرح می شود ؟

بله ، همراهی عفونتها با سقط مکرر از علل سقط محسوب می شود . عفونتهای دستگاه تناسلی زنان با عوامل میکروبی، ویروسها وقارچها به عنوان علت سقط مطرح شده است .  از نظر تئوری به نظر می رسد که فعالیت سیستم ایمنی در مقابل این عفونتها باعث سقط در مراحل اولیه میشود، اما مدارک زیادی نقش این عوامل بیماری زا را در سقط مراحل دیرتر بارداری، مرگ داخل رحمی ، پارگی زودرس کیسه آب و زایمان زودرس نشان می دهد .

»»»عوامل ایمنی چگونه می تواند سبب سقط مکرر شوند ؟

در این نوع سقط مکرر موادی در خون ایجاد می شود که باعث چسبندگی پلاکت ها واختلالات عروقی جفت وسقط می شود . گاهی در این نوع سقطها موادی بر ضد سلولهای جفتی یا اسپرم ساخته می شود که به سقط در مراحل اولیه منجر می شود.

»»»عواملی که به سقط مکرر منجر می شوند چه نام دارند؟

سایر عوامل موثر در سقط عبارتند از : سموم محیطی ، به خصوص سموم فلزات سنگین ، داروهای شیمی درمانی ، استنشاق دارو های بیهوشی ، اعتیاد وسیگار ، اشعه های یونیزه وبیماریهای مزمن . این عوامل باعث اختلال جریان خون رحمی می شوند و می توانند در ایجاد سقط مکرر نقش داشته باشند . دلایلی نشا ن ندارد که نشان دهد ورزش در حد متوسط همراه با سقط مکرر است.

»»»برای تعیین علت سقط خودبه خودی چه بررسی هایی را باید قبل از بارداری انجام داد؟

با سوالاتی که از بیمار می شود میتوان اطلاعاتی را کسب کرد .این سولات عبارتند از :

1- وضعیت وخصوصیات سقطهای قبلی و سن حاملگی در زمان سقط

2-پرسش در مورد تماس با سموم وداروهای محیطی

3- عفونتهای زنانگی ومامایی

4- سوال در مورد آزمایشهایی که نشان دهنده سقط ایمنی است .

5- سوال در مورد نسبت فامیلی باهم

6- پرسش در مورد سابقه سقطهای مکرر در فامیل

7- پرسش در مورد تستها وآزمایشهای تشخیصی قبلی ودرمانهای انجام شده

8- سوال در مورد بررسی آسیب شناسی وکروموزومی جنین سقط شده

تقریبا 60 درصد حاملگیهای سقط شده قبل از 8 هفته بارداری یک اختلال کروموزومی را نشان می دهد ، به خصوص این حالات در حاملگی های سقط شده فاقد جنین پیش می آید.

»»»چه بررسی های آزمایشگاهی در مورد سقط خود به خودی صورت می گیرد؟

باید بررسی کروموزومی بیمار و همسر به عمل آید. باید بررسی تشریحی رحم با میکروسکوپ انجام شود . نمونه برداری رحمی نزدیک به عادت ماهیانه پریود ، برای بررسی وضعیت هورمونی تخمدان کمک کننده است . اندازه گیری های هورمونی از خون باید به عمل آید. باید پلاکت ها شمارش شود. وموادی که در سقطهای ایمنی در خون ایجاد می شوند  بررسی شوند . همچنین بررسی میکروبی از دهانه رحم برای عفونتها لازم است.

»»»بعد از بارداری چه مراقبتها وبررسی هایی باید در این بیماران انجام شود ؟

بعد از بارداری مراقبت شدید تحکیم روانی وقطعی کردن سلامتی داخل رحمی جنین لازم است . شیوع حاملگی خارج از رحم وحاملگی مولار (بچه خوره) در زنان با سابقه سقط خود به خودی مکرر افزایش می یابد.اندازه گیری هورمون جفتی در خون (HCG ) قبل از انجام سونوگرافی کمک کننده است  . سپس در شرایطی که این هورمون به اندازه lu 1500 رسید باید بررسی سونوگرافی انجام شود وتا دو هفته بعد از سن حاملگی که سقطهای قبلی در آن اتفاق افتاده است ادامه یابد.

»»»سقط خود به خودی چگونه درمان می شود؟

درمان سقط مکرر  بر اساس علتی که باعث سقط مکرر می شود صورت می گیرد.
 »»قوانین سقط در ایران چگونه است ؟ در هر صورت ما با یک حقیقت روبرو هستیم و آن اینکه در هر شرایطی سقطهای غیرقانونی در تمام جوامع وجود دارند . اسدی معاون دادگاه خانواده یک در مورد اینکه چرا سقط جنین به طور کلی مجاز نیست ؟ می گوید : قاعده حرمت دم در حقوق اسلام مورد پذیرش قرار گرفته است و بالاترین ارزش همانا جان انسانهاست که باید مورد حمایت قانون قرار گیرد . زن و مردی که عامل ایجاد طفلی هستند نباید بتوانند آزادانه نسبت به سلب حیات از طفل اقدام کنند . سپردن سرنوشت حیات جنین بدون هیچ قید و شرطی به مادر یا پدر خلاف قاعده حرمت خون و جان است . وی در خصوص اینکه در چه شرایطی افراد در ایران می توانند اقدام به سقط جنین کنند ؟ اظهار می کند : قبل از انقلاب اسلامی ماده 17 نظام نامه پزشکی شرایط سقط جنین که با مجوز قانون صورت می گیرد را روشن کرده بود و سقط جنین که به صورت غیر مجاز صورت می گرفت دارای مجازات حبس بود که این مجازات در قانون مجازات عمومی مصوب 1304 برای مباشر جرم ( اعم از مادر یا پزشک و ماما ) و همچنین برای معاون جرم ( کسی که مادر را راهنمایی به سقط جنین می کرد یا وسایل سقط را در اختیار او قرار می داد ) در نظر گرفته شده بود . پس از انقلاب اسلامی شورای نگهبان ماده 17 نظام نامه پزشکی را خلاف شرع اعلام کرد و تنها وقتی سقط جنین مجاز شناخته شده که قبل از حلول روح در جنین باشد و در صورت بارداری خطر مرگ برای مادر وجود داشته باشد . بر این اساس قانون تعزیرات مصوب 1362 در سه ماده به جرم انگاری سقط جنین پرداخت . جالب توجه اینکه مجازات مباشر در سقط جنین وقتی روح در جنین دمیده شد قصاص تعیین شده بود یعنی حیات جنین که حیاتی وابسته به غیر مستقل و غیر وابسته است مساوی و محترم شده بود . در حالی که در قصاص مماثله و تساوی شرط است در حال حاضر قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 در مواد 622 ، 623 ، 624 به سقط جنین عمدی و مجازات مباشر و معاون آن اختصاص دارد . مطابق ماده 622 که موضوع سقط جنین همراه با اذیت و آزار است هر کس عالماً و عامداً به واسطه ضرب و جراحت وارده به زن حامله ، موجب سقط جنین وی شود علاوه بر اینکه باید دیه ضرب و جراحت وارده به زن را بپردازد یا نسبت به آن قصاص شود از بابت سقط جنین به حبس از یک تا سه سال محکووم می شود . ماده 623 مربوط به مجازات افراد غیر متخصص است که وسیله سقط را در اختیار زن حامله قرار می دهند که مجازات شش ماه تا یک سال حبس برای وی در نظر گرفته شده است ماده 624 قانون مجازات اسلامی مربوط به مجازات افراد متخصص مثل طبیب ، ماما یا داروفروش است که مباشرت به اسقاط جنین می کنند یا وسایل سقط جنین را در اختیار زن حامله قرار می دهند . مجازات این افراد به لحاظ اینکه در حرفه مقدس پزشکی و ... فعالیت دارند و مسؤولیت اخلاقی بیشتری نسبت به حفظ قانون دارند بیشتر در نظر گرفته شده است . ( حبس از دو تا پنج سال ) نکته قابل توجه این است که مقنن در ماده 623 به افراد غیر متخصص این فرصت را داده که با اثبات این امر که سقط جنین برای حفظ حیات مادر ضروری بوده است از مجازات معاف شوند اما در ماده 624 چنین دفاعی را برای افراد متخصص قرار نداده است که این تفکیک جای سؤال دارد . چگونه یک فرد غیر متخصص می تواند ضرورت سقط را تشخیص دهد اما فرد متخصص چنین حقی ندارد . در تمامی موارد فوق مباشر جرم محکوم به پرداخت دیه جنین به اولیای دم طبق ماده 478 قانون مجازات اسلامی می باشد . دیه جنین قبل از حلول روح به حسب مرحله ای که در آن به سر می برد از بیست دینار تا صددینار است که با توجه به نرخ دیه در سال جاری پنج میلیون ریال است و دیه جنینی که روح در آن دمیده باشد دیه فرد کامل است که براساس جنسیت جنین پرداخته می شود .

اسدی در مورد اینکه مجازات مادر برای سقط جنین چیست می گوید : چنانچه مادر مباشر جرم سقط جنین باشد مشمول هیچ یک از مواد 622 ، 623 ، 624 قانون مجازات اسلامی نمی تواند قرار بگیرد چون نحوه نگارش این مواد به گونه ای است که مادر را شامل نمی شود و با توجه به اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها و اصل تفسیر مضیق ( تنگنا ) قوانین اجرایی می توان گفت برای مادر ساقط کننده جنین مجازات تعزیری در نظر گرفته نشده است اما پرداخت دیه در ماده 487 قانون مجازات اسلامی به ولی دم جنین ( پدر ) باید توسط مادر صورت بگیرد . همچنین مطابق ماده 489 اگر زنی جنین خود را سقط کند دیه آن را در هر مرحله ای که باشد باید بپردازد و خود از آن دیه سهمی نمی برد . همچنین زنی که از مباشر جرم سقط جنین تمکین می نماید و از وی می خواهد که جنین او را سقط کند به عنوان تسهیل کننده جرم سقط جنین ( معاون جرم ) محسوب گردد اما همچنان که ذکر شد مشمول مجازاتهای تعزیری مندرج در مواد 622 الی 624 قرار نمی گیرد . در خصوص مجازات پدر جنین چنانچه وی صرفاً رضایت به سقط جنین داده باشد نظر به اینکه مباشرتی در عمل سقط نداشته و داشتن رضایت هم از مصادیق معاونت در جرم نمی باشد مجازاتی برای او نیست اما اگر یکی از اعمال معاونت را انجام داده باشد مثلا زن را تحریک یا تهدید به انجام سقط کرده باشد یا وسایل سقط جنین را برای او فراهم کند مشمول مجازات مندرج در ماده 623 خواهد شد . لازم به ذکر است که در سال 83 آیین نامه ای در خصوص سقط جنین تدوین شد که به احصاء موارد و بیماریهایی که با وجود این بیماریها سقط جنین قانونی محسوب می شود پرداخته شد بنابراین در حال حاضر موارد و جهاتی که اجازه سقط جنین به طور قانونی داده می شود توسعه یافته است . به نظر این جانب با عنایت به اینکه آمار سیاه جرم سقط جنین ( سقط جنین هایی که کشف نشده و در فرآیند کیفری وارد نمی شوند ) تقریباً صد در صد است یعنی اکثریت قریب به اتفاق سقط جنین های صورت گرفته به طور غیر قانونی ، کشف نمی شوند و مورد تعقیب قرار نمی گیرد و با توجه به اینکه سقطهای جنین غیرقانونی در شرایط بهداشتی بسیار بد و خطرناک صورت می گیرند بهتر است به این مقوله و اصلاح قوانین و مقررات مربوط بیشتر توجه شود .

منبع :

 دکتر فاطمه قائم مقامی

متخصص زنان وزایمان ، فوق تخصص سرطانهای زنان

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 تیر1388ساعت 20:48  توسط H-E-G  | 

تعیین جنسیت با روشPGD

تعیین جنسیت با روشPGD

از دیرباز آدمی به این موضوع علاقه مند بوده ‌است که جنسیت جنین را تعیین کند. در این باره، افسانه‌ها و خرافات فراوانی نیز نقل شده ‌است. تعیین جنسیت جنین همواره در طول سالیان سال از رویاهای دست نیافتنی انسانها به شمار می رفته، شاید برای برخی هیچ تفاوتی بین دختر یا پسر وجود نداشته، اما بدون شک برای برخی دیگر مساله ای مهم بوده است. امروزه به کمک تکنیک های جدید علم پزشکی، بسیاری از رویاها و آرزوهای انسان ممکن شده، یکی از آنها تعیین جنسیت جنین است که در ایران نیز همپای سایر کشورهای پیشرفته، توانایی انجام این کار فراهم شده است.

.

هم اکنون یکی از روش‌های اثبات شده برای تعیین جنسیت جنین، تکنیک‌های تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی می‌باشد. مهمترین هدف روش PGD، پیشگیری از انتقال بیماری های ژنتیکی به فرزندان والدین ناقل بیماری است. پیش از این، از روش های تشخیص ژنتیکی پیش از تولد به نام PND برای بررسی ناهنجاری های کروموزومی جنین پیش از تولد استفاده می شد. اما در صورت تشخیص ناهنجاری در جنین، تصمیم گرفتن در مورد سقط جنین برای زوج بسیار مشکل بود و صدمات جسمی و روانی را برای آنها در پی داشت. با استفاده از روش های تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی به نام PGD می توان از بروز این مشکلات جلوگیری کرد. برخی کاربردهای PGD به شرح زیر است: بیمارانی که بیش از 3 بار عمل IVF یا میکرواینجکشن انجام داده اند،‌ اما منجر به حاملگی نشده است؛ هنگامی که سن خانم بیش از 35 سال باشد؛ مواقعی که ناهنجاری های ساختاری مانند ترانس لوکیشن (جابه جا شدن قطعات کروموزومی)‌ در آزمایش کاریوتایپ زوجین وجود دارد؛ در سقط های مکرر که عوامل دیگری برای سقط وجود نداشته است؛ تشخیص جنسیت در بیماری هایی  مانند هموفیلی که وابسته به جنس است و بروز آن به خصوص در پسران بیشتر از دختران است؛ بیماری های تک ژنی مانند تالاسمی که ممکن است در نوزاد بروز کند. با استفاده از PGD می توان تنها با جدا کردن یک سلول از رویان در حال رشد و انجام آزمایشات ژنتیک بر روی آن، جنین هایی را که عاری از ناهنجاری های ژنتیکی باشند، به رحم منتقل نمود و بنابراین بدون نیاز به سقط جنین که در روش های قدیمی تر لازم بود، در انتظار تولد نوزاد سالم نشست.

 

به طور طبیعی در مقابل هر  100 دختر، حدود 102 تا 105 پسر به دنیا می آید. در این میان اگر چه در جوامع پیشرفته تعیین جنسیت جنین اغلب موضوع مهمی نیست، اما گاهی حتی در میان زوج های فرهیخته، علاقه به یک جنس بیشتر است. زوج هایی بوده اند که مثلا با داشتن سه یا چهار دختر در انتظار تولد یک پسر به تعداد فرزندان خود افزوده اند و نتیجه نگرفته اند. با استفاده از این تکنیک می توان خواسته آنها را محقق کرد و به روند افزایش جمعیت در این خانواده ها خاتمه داد.

در ایران انجام روش تعیین جنسیت جنین پیش از تولد و همچنین تشخیص بیماری های ژنتیکی پیش از تولد چندین سال است که توسط مراکز درمانی مختلف انجام می شود و نوزادان فراوانی به سلامت با استفاده از این تکنیک متولد شده اند. PGD (Preimplantation Diagnosis Genetic) یا تعیین جنسیت جنین پیش از تولد هم در مورد تعیین جنسیت جنین به واسطه ی علاقه ی والدین به یک جنس خاص و هم به علت انتقال بیماری های ژنتیکی وابسته به جنسیت خاصی صورت می گیرد. تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی گرچه امر جدیدی است، ولی در انسان اصول کاربردهای بالینی آن در دهه گذشته پایه ریزی شده و امروزه به عنوان یک روش جایگزین برای تشخیص پیش از تولد به کار گرفته می شود. در حال حاضر PGD تنها روش ممکن برای زوج هایی است که در معرض داشتن فرزند مبتلا به بیماری های ژنتیکی قرار دارند و در ضمن به دلایل قانونی، مذهبی و... نمی توانند سقط جنین را در صورت مبتلا بودن جنین به بیماری های ژنتیکی تجربه نمایند. در ایران این روش بیشتر در مورد افرادی انجام شده که خواهان فرزند پسر بوده اند و تمایل زیادی به انجام این روش برای تعیین جنسیت دختر صورت نگرفته است.

تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی یا PGD روشی است که امکان بررسی ژنتیکی جنین ها را پیش از ورود به رحم و شروع حاملگی فراهم می سازد. بدین منظور از جنین های به دست آمده به روش IVF، یک یا دو سلول به عنوان نمونه برداشته می شود و از نظر بیماری ژنتیکی خاصی مورد بررسی قرار می گیرد. اگر سلول نمونه برداشته شده مبتلا نباشد، می توان نتیجه گیری کرد که جنین سالم به رحم مادر منتقل می شود تا حاملگی آغاز شود. علاوه بر استفاده از این روش در مورد بیماری های ژنتیکی، در افرادی که به جنسیت خاصی علاقه دارند نیز از این روش استفاده می شود. به این صورت که زوجی با داشتن مثلا چند پسر یا دختر خواهان داشتن فرزندی با جنسیتی غیر از آنچه که دارند، هستند. تکنیک تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی، آخرین دست آوردها را در زمینه ژنتیک و پزشکی تولید مثلی تلفیق نموده است. در این روش با استفاده از IVF، رویان شکل گرفته، سپس در مرحله ی 6 تا 8 سلولی یک یا دو سلول از رویان به عنوان نمونه برداشته شده و به آزمایشگاه ژنتیک ارسال می شود. موارد استفاده از تکنیک های پیشرفته تشخیص ژنتیکی جنسیت جنین پیش از انتقال، امکان انتخاب جنسیت جنین های انتقالی را فراهم کرده که گامی تازه در توسعه ی تکنیک های تشخیص ژنتیکی پیش از انتقال جنین به شمار می رود.

PGD در مورد زوجینی که حداقل یکی از طرفین بر اساس مطالعات فامیلی حامل یا مبتلا به یک بیماری ژنتیکی باشند و افرادی که سقط های مکرر داشته اند، به ویژه در افرادی که سقط ها به دلیل ناهنجاری های ساختمانی کروموزومی رخ داده باشد، مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین در زنان بالای  35 سال و در زوجینی که به دلیل فاکتور مردانه کاندیدای ICSI (تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم) هستند، PGD مورد استفاده قرار می گیرد. با استفاده از PGD می توان از بروز بسیاری از اختلالات ژنتیکی پیشگیری نمود و به این ترتیب از صرف هزینه های اقتصادی و روانی و اجتماعی که تولد یک جنین با نقایص ژنتیکی به دنبال دارد پیشگیری کرد. چنانچه هدف از انجام PGD تعیین جنسیت جنین در زوج بارور باشد، ناچاریم با وجود بارور بودن زوجین از روش IVF در آنها استفاده کنیم. اهمیت این روش تنها در انتخاب جنسیت نوزاد از سوی والدین نیست، بلکه فراتر از آن می تواند گامی در جهت دست یافتن به تکنیک های پیشرفته تر تشخیص ژنتیکی بیماری های کروموزومی پیش از انتقال جنین باشد.

روش تعیین جنسیت جنین پیش از لانه گزینی شبیه همان روش لقاح خارج رحمی و یا میکرواینجکشن است که از این مرحله به بعد و پیش از انتقال جنین به داخل رحم جنین های دلخواه در محیط آزمایشگاه تعیین و به داخل رحم انتقال داده می شوند. برای تعیین جنسیت جنین در مرحله ی پیش از انتقال جنین به داخل رحم، در دیواره ی پیرامون جنین شکاف کوچکی ایجاد می کنیم و با وارد کردن یک سوزن به داخل جنین یکی از سلول های جنین برداشته می شود. این مرحله از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است و حتما باید با مهارت و دقت بسیار بالایی صورت گیرد. گرفتن این سلول از جنین باید با دقت زیادی صورت گیرد تا آسیبی به جنین وارد نشود. این سلول در شرایط خاصی تحویل متخصصین ژنتیک داده می شود تا جنین، از لحاظ جنسیت، مورد ارزیابی ژنتیکی قرار گیرد. بعد از این که جنسیت جنین ها توسط متخصصین جنین شناسی اعلام شد، جنین های با جنسیت دلخواه و جنین های عاری از نقایص ژنتیکی به داخل رحم انتقال داده می شوند.

 در مواردی که تعداد جنین های تعیین جنسیت شده زوجین زیاد باشد سه تا چهار جنین به داخل رحم انتقال داده می شود. دو هفته پس از انتقال جنین به داخل رحم فرد با انجام تست حاملگی در صورت مثبت بودن حاملگی ادامه می یابد و فرزند دلخواه زوجین متولد خواهد شد. از زمانی که روش PGD یا روش تعیین جنسیت جنین پیش از لانه گزینی برای اولین بار مطرح شده، یک دهه سپری شده است که طی این مدت، این تکنیک برای تعیین جنسیت جنین و تشخیص ژنتیکی بیماری های مختلفی به کار گرفته شده که کارایی آن را به اثبات رسانده است.

مراحل فرآیند PGD:

انجام این روش تنها در ترکیب با IVF امکان پذیر است. ابتدا با تجویز داروهایی، چندین فولیکول وادار به رشد شده و برای آزادسازی چندین تخمک آماده می گردند. سپس در زمان مناسب، تخمک ها برداشت می شوند. در آزمایشگاه IVF، اسپرم آماده شده و به تخمک ها افزوده می شود. پس از لقاح، تخمک ها که به نام رویان شناخته می شوند، مراحل رشد و تقسیم خود را آغاز می نمایند. در مرحله ی مناسبی از رشد و تقسیم، یک سلول (بلاستومر) از هر رویان جدا شده و در اختیار بخش ژنتیک قرار می گیرد. جداسازی بلاستومر از نظر تکنیکی، فرآیند دشواری است. هدف جنین شناس در اینجا، جداسازی یک سلول سالم با کمترین آسیب ممکن به بقیه ی رویان است. این کار با استفاده از میکروسکوپ ویژه ای صورت می گیرد. بلاستومر بیوپسی شده، به آزمایشگاه ژنتیک برده شده و باقیمانده ی رویان در یک محیط کشت مناسب به آنکوباتور بازگردانده می شود تا به رشد و نمو خود ادامه دهد.

ارزیابی ژنتیکی

کار آزمایشگاه ژنتیک نیز در ارزیابی تنها یک سلول برای ناهنجاری های ژنتیکی آسان نیست. به دلیل وجود تنها یک سلول برای ارزیابی ژنتیکی، نمی توان شمار ناهنجاری های مورد بررسی را خیلی گسترش داد. تنها رویان هایی که عاری از ناهنجاری ژنتیکی باشند، برای انتقال به رحم یا انجماد، انتخاب می گردند. بنابراین، رویان هایی که برای یک ناهنجاری ژنتیکی، مثبت ارزیابی شوند و نیز آنهایی که تشخیص درست در آنها مقدور نشد، به رحم منتقل نمی گردند.

ریسک فرآیند PGD

از دیدگاه بیمار، حتی پس از انجام دوره ی درمان، روش PGD و IVF ممکن است هنوز هم تضمینی برای وقوع بارداری وجود نداشته باشد. در اکثر بیماران، روش IVF می تواند منجر به تولید رویان گردد. اما پس از انتقال رویان ها به رحم، کسی نمی تواند از انجام لانه گزینی هر رویان مطمئن باشد. آمارها نشان می دهند که بیماران جوان تر شانس بیشتری برای لانه گزینی موفقیت آمیز و ادامه ی بارداری نسبت به بیماران مسن تر دارند. به طور کلی این شانس از 35 سالگی به بعد پایین می آید. البته گاهی تفاوت های فردی هم وجود دارد. بیماران باید به طور جداگانه و کامل ارزیابی گردند. در صورت استفاده از روش های IVF و PGD مزایا و محدودیت هایی وجود دارد. روشن است که بیوپسی از رویان در حال رشد می تواند منجر به عدم زنده مانی برخی رویان ها گردد. اما رویان هایی که از نظر ژنتیکی سالم تشخیص داده شوند، شانس بیشتری برای لانه گزینی و ادامه مراحل رشد و نمو خواهند داشت. همچنین این باور وجود دارد که نرخ باروری با PGD ممکن است در بیمارانی که برای شان IVF انجام شده، بالاتر باشد. زیرا زنانی که PGD برای شان انجام شده از نظر باروری مورد ارزیابی قرار می گیرند.

http://www.preimplantationgenetictesting.com/PGD_Process.htm

PGD اولین بار در دهه ی 1980 به عنوان روش جایگزینی برای تشخیص پیش از تولد و سقط احتمالی جنین مبتلا در زوج هایی که در معرض خطر بیماری های حاد ژنتیکی قرار دارند، ابداع شد. تکنیک PGD نیازمند انجام IVF است تا بتوان رویان ها را پیش از کاشت در رحم از نظر بیماری های ژنتیکی ارزیابی نمود. این کار نیاز به سقط را برطرف می کند. این فرآیند با ملاحظات اخلاقی و پزشکی همخوانی داشته و امکان انتخاب جنسیت را نیز فراهم می نماید.

 

نحوه ی انجام PGD:

در صورت نیاز به انجام آزمایش FISH از تکنیک استاندارد IVF استفاده می گردد. در صورت وجود اشکال در اسپرم یا نیاز به انجام PCR برای بیماری های تک ژنی، از تکنیک ICSI استفاده می شود. این کار به منظور کاهش خطر آلودگی با DNA ی اسپرم صورت می گیرد. تنها یک سلول از رویان هشت سلولی از میان شکافی که در دیواره ی محافظ بیرونی ایجاد می گردد، بیرون کشیده می شود. این مراحل در زیر میکروسکوپ بدون آسیب رساندن به قابلیت زنده مانی طبیعی و رشد و نمو جنین انجام می شود. زیرا در این مرحله هنوز هیچ یک از سلول های رویان تمایز نیافته اند. سپس این سلول جدا شده، از نظر وجود ناهنجاری های ژنتیکی ارزیابی می گردد. روش PGD با سه تکنیک ژنتیکی امکان پذیر است: FISH، PCR و هاپلوتایپ.

·         FISH

با این تکنیک می توان کروموزوم های خاصی را با استفاده از پروب های فلورسنتی که برای هر کروموزوم اختصاصی هستند، ارزیابی نمود. پروب های نشان دار به کروموزوم ها متصل شده و زیر میکروسکوپ فلورسنت مرئی می گردند. در حال حاضر، با این تکنیک می توان حداکثر تا پنج کروموزوم (X، Y، 13، 18 و 21) را به طور همزمان در یک سلول تکی مورد ارزیابی قرار داد. در مورد بیماری های پیوسته به جنس نیز می توان از این تکنیک برای تعیین جنسیت و ناهنجاری های کروموزومی عددی و ساختاری مثلا غربالگری آنیوپلوییدی استفاده کرد.

·         PCR

این تکنیک امکان تکثیر قطعات انتخابی DNA ی استخراج شده از هسته را به منظور شناسایی وقوع جهش در یک ژن خاص فراهم می نماید. معمولا طی یک روز می توان به تشخیص نهایی دست یافته و تنها رویان هایی که سالم تشخیص داده شوند، در روز چهارم یا پنجم به رحم منتقل می شوند.

·         هاپلوتایپ

این تکنیک در سال 2006 ابداع شد. در اینجا از انگشت نگاری DNA به منظور شناسایی کروموزوم هایی که ژن های بیماری زا را حمل می کنند، استفاده می گردد.

 

PGD برای چه کسانی توصیه می شود؟

·         زوج هایی با سابقه ی سقط مکرر جنین به واسطه ی ناهنجاری های ژنتیکی

·         زوج هایی که فرزندی با یک بیماری ژنتیکی داشته و در معرض خطر داشتن فرزند دیگری با بیماری ژنتیکی باشند

·         زوج هایی که می خواهند سازگاری بافتی فرزندشان را با فرزند دیگری که نیاز به پیوند عضو دارد، بررسی نمایند.

زوج هایی که سابقه ی بیماری ژنتیکی داشته اند، باید پیش از آغاز فرآیند PGD، مشاوره ی ژنتیکی دریافت نمایند. آنها باید از گزینه های جایگزین موجود از جمله PND، سقط جنین در صورت مثبت بودن آزمایش، اهدای گامت یا در نهایت قبول فرزندخوانده، آگاه گردند. همچنین باید در مورد خطرات تشخیص اشتباه احتمالی نیز مورد مشاوره قرار گیرند. متاسفانه، برای زنان مسن تر و زنانی که سطح پایه ی FSH شان بالاست، PGD می تواند به علت نرخ پایین تر بارداری گزینه ی خوبی باشد. این افراد ممکن است حتی قادر به تولید شمار مناسب رویان برای انجام این آزمایش هم نباشند. تا به امروز در سراسر دنیا حدود 1000 نوزاد با استفاده از PGD متولد شده اند. تاکنون هیچ گونه گزارشی از افزایش ناهنجاری های جنینی به دنبال PGD وجود نداشت است. توجه به این نکته هم بسیار مهم است که احتمال دارد که هیچ یک از رویان های آزمایش شده سالم نبوده و برای انتقال به رحم مناسب نباشند. از این گذشته، همانند همه ی آزمایشات دیگر، در اینجا نیز احتمال گرفتن نتایج مثبت کاذب و منفی کاذب نیز وجود دارد (به ترتیب 1 به 6 و 1 به 50). علت این امر ناهمگنی کروموزوم ها از یک سلول به سلول دیگر (موزاییسیزم) بوده و بنابراین سلول گرفته شده برای بیوپسی ممکن است نماینده ی خوبی از بقیه ی سلول های رویان نباشد. بنابراین، توصیه می شود که زنان با ریسک بالا در طی دوران بارداری (در حدود هفته های 11 تا 16) برای ناهنجاری های کروموزومی مورد آزمایش قرار گیرند. مراکز کمی خدمات PGD را ارایه می دهند. کاربرد روش PGD در حال افزایش بوده و اندیکاسیون های آن در حال گسترش است. جدول زیر مثال هایی از بیماری های ژنتیکی است که می توان با روش PGD تشخیص داد.

 

·         PGS (غربالگری ژنتیکی پیش از لانه گزینی

 

غربالگری ژنتیکی پیش از لانه گزینی که به نام غربالگری آنیوپلوییدی نیز شناخته می شود، شامل غربالگری رویان ها با استفاده از روش FISH برای آنیوپلوییدی های رایج (کروموزوم 21، 18، 16 و 13) است. آنیوپلوییدی وضعیتی است که در آن تعداد کروموزوم در هر سلول رویان اشتباه است. سپس تنها رویان های سالم که تعداد کروموزوم شان طبیعی است برای انتقال به رحم انتخاب می گردند. در زنان مسن تر که وقوع ناهنجاری های کروموزومی از قبیل سندروم داون 7 تا 70 برابر افزایش می یابد، زنانی که سابقه ی سقط مکرر جنین یا عدم موفقیت مکرر در IVF دارند (در حالی که رویان های با کیفیت خوبی داشته اند)، از این تکنیک به منظور افزایش نرخ تولد با IVF استفاده می گردد.

بازدهی روش های PGD و PGS به دو عامل بستگی دارد: تعداد رویان های در دسترس برای بیوپسی که با افزایش سن زن کاهش می یابد؛ و بیماری های ژنتیکی، زیرا تعداد رویان های سالم قابل انتقال به رحم به وجود بیماری ژنتیکی بستگی دارد.

 

1.       ESHRE consortium 2005.

2.       Brudie and Flinter BMJ 2007.

3.       Mustenbrook et al. New England Journal of Medicine 2007 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 21:16  توسط H-E-G  | 

کاريوتيپ نرمال انسانی و نقشه پراکنده شده آن:

کاريوتيپ نرمال انسانی و نقشه پراکنده شده آن:

    

 

 

مذکر

مونث

پراکندگی کروموزمی با کروموزم های نشانداده شده بوسيله رنگ آميزی G

کاريوتيپ کروموزمی  با رنگ آميزی G

آيديوگرام کروموزم ها با رنگ آميزی G

مشابه مذکر
(اما بدون کروموزم Y)

پراکندگی کروموزمی با کروموزم های رنگ آميزی شده با روش نوارهای R فلورسنت 

پراکندگی کروموزمی با کروموزم های رنگ آميزی شده با روش نوارهای Q فلورسنت 

کروموزوم ها با رنگ آميزی روش نوارC که ناحيه سانترومری هر کدام از کروموزم ها را نشان می دهد

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 15:33  توسط H-E-G  | 

ژن درمانی

ژن درمانی شامل وارد کردن یک ژن به داخل یک سلول با هدف رسیدن به نوعی اثر درمانی است با انتقال نسخه‌های واجد عملکرد ژن مربوط به بیمار اصلح خصوصیات برگشت پذیر فنوتیپ جهش یافته امکان پذیر می‌شود.

مقدمه

بیماریهای ژنتیکی را می‌توان در سطوح متعدد ، در مراحل گوناگون دور از ژن جهش یافته درمان کرد. فناوری DNA نو ترکیب ، مد نظر قرار دادن بیماریهای ژنتیکی در بنیادی‌ترین سطح ، یعنی ژن را امکان پذیر کرده است. یکی از این روشهای درمانی ، ژن درمانی است. هدف از ژن درمانی ، بهبود بخشیدن به سلامت بیمار از طریق اصلاح فنوتیپ جهش یافته است. برای این منظور ، تحویل ژن طبیعی به سلولهای پیکری (نه زاینده) لازم است. وارد کردن یک ژن به داخل سلولهای پیکری ممکن است به 3 منظور لازم باشد.


  • امکان دارد، ژن درمانی قادر به جبران کردن یک ژن جهش یافته سلولی که نوعی جهش از دست دهنده عملکرد دارد، بکار برود. مثلا برای درمان بیماری مغلوب اتوزومی فنیل کتونوریا.

تصویر




  • می‌توان ژن درمانی را برای جایگزینی یا غیر فعال کردن یک ژن جهش یافته غالب که فرآورده غیر طبیعی آن موجب بیماری می‌شود انجام داد مانند بیماری هانتیگتون.

  • گسترده‌ترین کاربرد احتمالی ژن درمانی در رسیدن به اثری فارماکولوژیک ، جهت مقابله با آثار یک ژن یا ژنهای جهش یافته سلولی یا مقابله با ایجاد بیماری به طریق دیگر باشد. مبتلایان به بیماری اکتسابی از جمله سرطان ، از این روش بهره می‌برند.

حداقل شرایط لازم برای ژن درمانی اختلال ژنتیکی

  • شناسایی جایگاه ژنی درگیر یا حداقل اساس بیوشیمیایی آن اختلال.

  • بار قابل توجه تبادل توجه بیماری و نسبت مطلوب خطر.

  • داشتن فایده در مقایسه با درمانهای دیگر.

  • آگاهی کافی از اساس مولکولی بیماری.

  • اجزای تنظیم کننده مناسب برای ژن انتقال یافته.

  • یک سلول هدف مناسب با نیمه عمر ترجیحا طولانی یا قابلیت همانند سازی خوب در داخل بدن.

  • اطلاعات کافی از مطالعات سلولهای کشت داده شده.

خصوصیات ژن انتقال یافته

یک ژن انتقال یافته اکثرا از یک DNA مکمل تحت کنترل توالی پیشبری که ممکن است، لزوما پیشبر طبیعی ژن نباشد تشکیل شده است. عناصر تنظیم کننده باید طوری انتخاب شوند که ژن در سطوح کافی در سلولهای هدف رونویسی شود و در صورت لزوم به پیامهای تنظیم کننده ضروری پاسخ دهد.

خصوصیات سلول هدف

یکی از ملاحظات مهم در انتخاب سلول هدف مناسب این است که نیمه عمر طولانی در بدن یا قابلیت همانند سازی چشمگیر داشته باشد تا اثر زیستی انتقال ژن واجد دوام لازم باشد. سلولهای هدف ایده‌آل ، سلولهای بنیادی یا سلولهای اجدادی با قابلیت همانند سازی بالا می‌شوند که از آنها می‌توان به سلولهای بنیادی مغز استخوان اشاره کرد. همچنین سلولهای آندوتلیال ممکن است اهداف بویژه مفیدی برای انتقال ژن باشند. زیرا دیواره‌های عروق خونی را مفروش می‌کنند. سلول هدف باید پروتئینها یا لیگاندهای دیگر لازم برای فعالیت زیستی را نیز فراهم کند.



تصویر

روشهای انتقال ژن

روش اول

وارد کردن ژن به داخل سلولهای کشت داده شده از بیمار در خارج بدن و سپس وارد کردن سلولها به بدن بیمار پس از انتقال ژن است.

روش دوم

روش دوم ، تزریق کردن مستقیم ژن به داخل بافت یا مایع خارج سلولی مورد نظر از طریق ناقلهای ویروسی و ناقلهای غیر ویروسی است. فناوری ناقلهای غیر ویروسی ، هنوز در مراحل مقدماتی است.


ناقلهای ویروسی

ناقل ایده‌آل برای ژن درمانی باید بی‌خطر باشد، به راحتی ساخته شود، به آسانی وارد بافت هدف گردد، بروز مادام‌العمر ژن مورد نظر در سطوح مناسب را فراهم کند. از انواع این ناقلها می‌توان به رترو ویروسها و آدنوویروسها اشاره کرد. از مزایای ناقلهای ویروسی این است که قادرند وارد هر سلولی در جمعیت هدف شوند.

ناقلهای غیر ویروسی

اساسا جذاب هستند، زیرا فاقد مخاطرات زیستی (مانند آلودگی) مربوط به ناقلهای ویروسی هستند و تهیه آنها از نظر تئوری راحت‌تر است. این ناقلها 4 دسته هستند.

  • DNA برهنه ، مثلا DNA مکمل با عناصر تنظیم کننده در پلاسمید.

  • DNA برهنه ، بسته بندی شده در لیپوزمها.

  • پروتئین که در آن DNA با پروتئینی مجموعه تشکیل می‌دهد و این پروتئین ورود مجموعه به داخل سلول یا بخشهای اجزای سلولی را تسهیل می‌کند.

  • کروموزومهای مصنوعی.




تصویر

مخاطرات ژن درمانی

  • بیمار می‌تواند واکنش نامطلوبی به ناقل یا ژن انتقال یافته بدهد.

  • ژن انتقال یافته در DNA بیمار جای می‌گیرند و پروتوانکوژنی را فعال یا یک ژن سرکوب کننده تومور را غیر فعال می‌کند که موجب بدخیمی می‌شود.

  • فعال شدن درجی می‌تواند انسجام یک ژن ضروری را از بین ببرند.

بیماریهای نامزد ژن درمانی

تعداد زیادی از اختلالات تک ژنی ، نامزدهای بالقوه برای اصلاح از طریق ژن درمانی هستند. اینها شامل اختلالات خون سازی مانند تالاسمی ، هموفیلی ، انواع گوناگون کمبود ایمنی و نیز اختلالاتی مانند فنیل کتونوریا ، کمبود α1- AT که هر یک بر پروتئینهایی که در کبد ساخته می‌شوند، موثر هستند.

آینده بحث

تعداد زیادی کارآزمایی بالینی برای ارزیابی بی‌خطر بودن و کارآیی درمان با انتقال ژن در دست انجام است. نتایج اصلی میزگرد سال 1995 موسسه ملی سلامت در مورد وضعیت و آینده ژن درمانی هنوز صادق است. پیشرفت در این زمینه آهسته بوده. تاکید تحقیقات همواره مناسب نبوده وادعاهای اولیه در مورد کارآیی آن مبالغه آمیز بوده است. با وجود این ، میزگرد به این نتیجه رسید که ژن درمانی برای درمان بیماریهای انسانی در دراز مدت ، بسیار امیدوار کننده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 12:21  توسط H-E-G  | 

متابولیسم آهن

چون آهن برای تشکیل هموگلوبین ، میوگلوبین و مواد دیگر از قبیل سیتوکرومها ، سیتوکروم اکسیداز ، پرکسیداز و کاتالاز اهمیت دارد، لذا ضروری است که روش مورد استفاده قرار گرفتن آن در بدن درک شود. مقدار کل آهن بدن بطور متوسط 4 تا 5 گرم است که حدود 65 درصد آن به شکل هموگلوبین وجود دارد. حدود 4 درصد دیگر آهن به شکل میوگلوبین ، 1 درصد به شکل ترکیبات مختلف هِم که موجب پیشبرد اکسیداسیون داخل سلولی می‌شوند و 1 درصد به صورت ترکیب با پروتئین ترانسفرین در پلاسمای خون وجود داشته و 15 الی 30 درصد آن بطور عمده در سیستم رتیکولوآندوتلیال و سلولهای پارانشیم کبد عمدتا به شکل فریتین ذخیره می‌شود.



 

انتقال و ذخیره آهن

انتقال ، ذخیره و متابولیسم آهن به این ترتیب است که ، هنگامی که آهن از روده کوچک جذب می‌شود بلافاصله در پلاسمای خون با یک بتاگلوبولین موسوم به آپوترانسفرین (Apotransferin) ترکیب شده و ترانسفرین را تشکیل می‌دهد و سپس در پلاسمای خون انتقال می‌یابد. آهن به صورت بسیار سستی با مولکول گلوبولین ترکیب شده و در نتیجه می‌تواند در هر نقطه از بدن به هر یک از بافتها آزاد شود. مازاد آهن در خون در تمام سلولهای بدن بخصوص در سلولهای کبدی و به مقدار کمتر در سلولهای رتیکوآندوتلیال مغز استخوان رسوب می‌کند.

آهن درسیتوپلاسم سلول با پروتئینی به نام آپوفریتین ترکیب شده و فریتین را تشکیل می‌دهد. آپوفریتین دارای وزن مولکولی 460000 بوده و مقادیر متغیری آهن می‌تواند به صورت دستجاتی از رادیکالهای آهن با این مولکول بزرگ ترکیب شود. بنابراین فریتین می‌تواند محتوی فقط مقدار اندک و یا مقدار زیادی آهن باشد. این آهن ذخیره شده به صورت فریتین موسوم به آهن ذخیره‌ای است.


در پلاسمای خون: ترانسفرین <---------------پوترانسفرین + آهن

در سیتوپلاسم سلول: فریتین<----------------آپوفریتین +آهن ذخیره ای



مقدار کمتری آهن در منبع ذخیره به یک شکل فوق‌العاده نامحلول به نام هموسیدرین ذخیره می‌شود. این موضوع بویژه هنگامی صدق می‌کند که مقدار کل آهن موجود در بدن بیش از مقداری باشد که مقدار کل آپوفریتین می‌تواند در خود جای دهد. هموسیدرین دستجات بزرگی در سلولها تشکیل می‌دهد و لذا می‌توان با تکنیکهای معمولی بافت شناسی آن را رنگ کرده و به صورت ذرات بزرگ در مقاطع بافتی مشاهده کرد. فریتین را نیز می‌توان رنگ کرد، اما ذرات فریتین آنقدر کوچک و پراکنده هستند که معمولا فقط با میکروسکوپ الکترونی می‌توان مشاهده کرد. هنگامی که مقدار آهن در پلاسما بسیار کم شود، آهن کاملا به آسانی از فریتین ، اما با سهولت کمتری از هموسیدرین گرفته می‌شود. سپس آهن به شکل ترانسفرین در پلاسما به قسمتهایی از بدن که مورد نیاز است انتقال می‌یابد.

یکی از مشخصات منحصر به فرد مولکول ترانسفرین آن است که بطور محکم به رسپتورهای موجود در غشای سلولی اریتروبلاستها در مغز استخوان می‌چسبد. سپس ترانسفرین همرا با آهن موجود در آن به روش آندوسیتوز به داخل اریتروبلاستها می‌رود. در داخل سلول ترانسفرین آهن خود را مستقما به میتوکندریها می‌دهد که در آنجا مولکول هم ساخته می‌شود. در افرادی که دارای مقادیر کافی ترانسفرین نیستند، ناتوانی در انتقال آهن به اریتروبلاستها به این روش موجب بروز آنمی شدید یعنی کاهش تعداد گویچه‌های سرخ که محتوی هموگلوبین کمتری از حالت طبیعی هستند، می‌شود.



 

دفع روزانه آهن

روزانه حدود یک میلیگرم آهن در مردها بطور عمده از راه مدفوع دفع می‌شود. هرگاه خونریزی حادث شود، مقادیر اضافی آهن از بدن دفع می‌گردد. در زنها دفع خون قاعدگی ، میزان متوسط دفع آهن را به حدود 2 میلیگرم در روز می‌رساند.

جذب آهن از لوله گوارش

آهن از تمام قسمتهای روده کوچک بطور عمده با مکانیسم زیر جذب می‌شود. کبد مقادیر متوسطی از آپوترانسفرین را به داخل صفرا ترشح می‌کند که از این طریق مجرای صفراوی به داخل دوازدهه جریان می‌یابد. آپوترانسفرین در روده کوچک با آهن آزاد و نیز با بعضی ترکیبات آهن دار از قبیل هموگلوبین و میوگلوبین گوشت یعنی دو تا از مهمترین منابع آهن در رژیم ترکیب می‌شود. این ترکیب موسوم به ترانسفرین است.

ترانسفرین به نوبه خود جذب رسپتورهای موجود در غشای سلولهای اپیتلیال روده شده و به آنها می‌چسبد. سپس مولکول ترانسفرین با روند پینوسیتوز در حالی که آهن را با خود حمل می‌کند به داخل سلول اپیتلیال جذب شده و بعدا در طرف خونی این سلولها به شکل ترانسفرین پلاسما آزاد می‌شود. سرعت جذب آهن فوق‌العاده آهسته بوده و حداکثر آن فقط چند میلی گرم در روز است. این بدان معنی است که هنگامی که مقادیر عظیمی آهن در غذا وجود دارد، فقط قسمت اندکی از آن می‌تواند جذب شود.

تنظیم آهن کل بدن

هنگامی که بدن از آهن اشباع شود، بطوری که عملا تمام آپوفریتین موجود در نواحی ذخیره کننده آهن با آهن ترکیب شده باشد، میزان جذب آهن از روده فوق‌العاده کاهش می‌یابد. از طرف دیگر هنگامی که منابع ذخیره آهن کاملا آهن خود را از دست داده باشند، سرعت جذب می‌تواند فوق‌العاده زیاد شود و به 5 برابر هنگامی که منابع ذخیره آهن اشباع شده‌اند و یا بیشتر از آن برسد. به این ترتیب آهن کل بدن تا حدود زیادی بوسیله تغییر سرعت جذب آن تنظیم می‌شود.



 

تخریب هموگلوبین

هموگلوبین آزاد شده از گویچه‌ها هنگام پاره شدن آنها تقریبا بلافاصله توسط ماکروفاژها در قسمتهای متعددی از بدن ، بویژه در کبد ، طحال و مغز استخوان فاگوسیته می‌شود. در جریان چند ساعت تا چند روز بعد ماکروفاژها مجددا آهن از هموگلوبین به داخل خون آزاد می‌کنند و این آهن توسط ترانسفرین یا برای تولید گویچه‌های سرخ جدید به مغز استخوان حمل می‌شود یا برای ذخیره شدن به شکل فریتین به کبد و سایر بافتها می‌یابد. قسمت پورفیرین هموگلوبین توسط ماکروفاژها پس از طی یک سری مراحل به پیگمان بیلی‌روبین تبدیل می‌شود که به داخل خون آزاد شده و بعدا توسط کبد به داخل صفرا ترشح می‌گردد.
+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 12:25  توسط H-E-G  | 

دستگاه لنفاوی

دستگاه لنفاوی یک راه فرعی برای جریان مایع از فضاهای میان بافتی به سوی خون می‌باشد. مهمترین نکته این است که دستگاه لنفاوی می‌تواند پروتئینها و ذرات بزرگ را از فضاهای بافتی دور کند، در حالی که هیچ یک از آنها نمی‌توانند مستقیما جذب خون مویرگی شوند. ضرورت این عمل برداشت پروتئینها از فضاهای میان بافتی به گونه‌ای است که بدون آن ظرف 24 ساعت خواهیم مرد.




 

 

بافتهای لنفاوی

عمده‌ترین سلولهای تشکیل دهنده بافتهای لنفاوی ، لنفوسیتها هستند که به همراه آنها سلولهای دیگری نظیر پلاسماسل‌ها و ماکروفاژها نیز دیده می‌شوند. سلولهای تشکیل دهنده بافتهای لنفاوی بر روی داربستی از سلولها و الیاف رتیکولر قرار دارند و معمولا به دو صورت ندولر و منتشر دیده می‌شوند. ندول‌ها یا همان گرهک به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارد. ندول‌های اولیه ندولهایی هستند که در آنها تراکم سلولها یکنواخت می‌باشد و عمدتا از لنفوسیتهای کوچک تشکیل شده‌اند. ندولهای ثانویه ندولهایی هستند که دارای یک ناحیه متراکم و تیره محیطی و یک ناحیه کم تراکم روشن مرکزی به نام مرکز زایا می‌باشد.

اعضای لنفاوی

اعضای لنفاوی در مقایسه با بافتهای لنفاوی توسط کپسولی از بافت همبند احاطه شده‌اند و به عنوان ارگانی مستقل محسوب می‌شوند. اعضای لنفاوی به دو دسته تقسیم می‌گردند. اعضای لنفاوی اولیه شامل مغز استخوان و تیموس می‌باشد که محل تمایز لنفوسیتها هستند و اعضای لنفاوی ثانویه شامل عقدهای لنفی ، طحال ، لوزه‌ها و پلاک‌های پی‌یر می‌باشد که محل استقرار لنفوسیتهای تمایز یافته می‌باشد.

اعضای لنفاوی اولیه

  • مغز استخوان: که بافت نرم و پر عروقی است که حفره مرکزی استخوانهای دراز و فضاهای بین ترابکولی استخوانهای اسفنجی را پر می‌کند.
  • تیموس: تیموس ارگانی است که در زیر قسمت فوقانی جناغ سینه رشد و تکامل می‌یابد. وزن تیموس در مقایسه با وزن کل بدن در زمان تولد حداکثر می‌باشد و به عنوان عضو لنفاوی اولیه محل تولید لنفوسیت T می باشد. وظیفه اصلی تیموس این است که محلی برای تکثیر و تمایز لنفوسیتهای T می‌باشد که این امر تحت تاثیر فاکتورهای مترشحه از تیموس انجام می‌گیرد. تیموس پس از بلوغ سیر قهقرایی آغاز می‌کند که طی آن جمعیت لنفوسیتها کاهش یافته و بوسیله بافت چربی جایگزین می‌شود.

اعضای لنفاوی ثانویه

  • عقدهای لنفی:

    عقدهای لنفی ساختمانهایی هستند لوبیایی شکل پوشیده شده بوسیله کپسولی همبندی که در سراسر بدن در مسیر رگهای لنفی قرار گرفته‌اند، عقدهای لنفی در زیر بغل ، کشاله ران ، در امتداد رگهای بزرگ گردن ، قفسه سینه و مزانتر به تعداد زیاد و به صورت گروهی یافت می‌شوند. هر عقده دارای یک قسمت محدب و یک ناحیه فرو رفته به نام ناف می‌باشد که ناف عقده محل ورود شریان و اعصاب و خروج رگهای لنفی وابران و وریدی می‌باشد. لنف توسط رگهای لنفی آوران و از سطح محدب وارد عقده شده و پس از فیلتره شدن در عقده توسط رگهای لنفی وابران از ناحیه ناف عقده خارج می‌گردد. از نظر ساختمان بافتی هر عقده دارای یک ناحیه قشری و یک ناحیه مغزی است.
  • طحال:

    طحال به وزن تقریبی 200 گرم بزرگترین ارگان لنفی بدن است که در حفره شکمی زیر دیافراگم و پشت معده قرار دارد. طحال در مسیر گردش خون قرار دارد و نسبت به آنتی‌ژنهایی که وارد خون می‌شوند حساسیت نشان می‌دهد و بنابراین محل تصفیه خون است. علاوه بر فعالیتهای ایمنی ، طحال محل برداشت گویچه‌های قرمزپیر و پلاکتها می‌باشد. در طحال نواحی سفید رنگی به نام پالپ سفید دیده می‌شوند که در زمینه قرمز و پر خونی به نام پالپ قرمز قرار گرفته‌اند. با توجه به اعمال طحال برداشت طحال با پیدایش گلبولهای قرمز غیره طبیعی ، افزایش پلاکها و افزایش احتمال بروز عفونتهای خونی همراه می‌باشد ولی مشکل جدی ایجاد نمی‌کند.
  • لوزه‌ها:

    لوزه‌ها مجموعه‌ای از ندولهای هستند که در ابتدای لوله گوارش قرار گرفته‌اند. لنفوسیتهای تولید شده در لوزه‌ها به داخل اپی‌تلیوم پوشاننده آنها نفوذ کرده و نهایتا دفع می‌شوند. لوزه‌ها بر اساس موقعیت خود تحت عنوان کامی ، زبانی و حلقی نامگذاری شده‌اند:
  • پلاکهای پی‌یر: در دیواره روده باریک بخصوص ایلئوم ، چندین ندول لنفاوی مجتمع شده و توده‌های وسیعی را بوجود می‌آورند که پلاک پی‌یر (peyers patch) نامیده می‌شوند.

تشکیل لنف

مایع میان بافتی که وارد عروق لنفاوی می‌شود لنف را می‌سازد لذا ترکیب لنف اولیه‌ای که در بافت جریان می‌یابد تقریبا با مایع میان بافتی یکسان است. غلظت پروتئین در مایع میان بافتی اکثر بافتها بطور متوسط حدود 2g/dl است و غلظت پروتئین لنف جاری در این بافتها نیز نزدیک مقدار مزبور است غلظت پروتئین در لنفی که در کبد تشکیل می‌شود تا حد 6g/dl می‌رسد و غلظت پروتئین لنفی که در روده‌ها تشکیل می‌شود تا 43g/dl می‌رسد.

حدود 3/2 کل لنف بدن در حالت طبیعی از کبد و روده‌ها بوجود می‌آید لذا غلظت پروتئین در لنف مجرای توراسیک (کانالی که لنف تمام قسمتهای تحتانی از آن به بالا جریان می‌یابد) که مخلوطی از لنف تمام بدن است معمولا 53g/dl می‌باشد.(dl همان دسی لیتر است) صمنا دستگاه لنفی یکی از راههای اصلی جذب مواد غذایی از دستگاه گوارشی است، زیرا مسئولیت اصلی جذب چربیها را بر عهده دارد. بالاخره اینکه حتی ذرات بزرگ نظیر باکتریها نیز می‌توانند از طریق سلولهای اندوتلیال مویرگهای لنفاوی به لنف راه یابد. هنگامی که لنف از غدد لنفاوی می‌گذرد، این ذرات برداشته و تخریب می‌شود.

عوامل موثر بر جریان لنف

تاثیر فشار مایع میان بافتی بر جریان لنف

تاثیر فشار مایع میان بافتی بر جریان لنف اگر عملکرد عروق لنفاوی طبیعی باشد، هر عاملی که فشار مایع میان بافتی را افزایش دهد، در حالت طبیعی جریان لنف را نیز زیاد می‌کند. برخی از این عوامل عبارتند از افزایش فشار مویرگی ، کاهش فشار اسمزی کلوئیدی پلاسما ، افزایش پروتئین مایع میان بافتی و افزایش نفوذپذیری مویرگها. کلیه این عوامل باعث می‌شوند تعادل تبادل مایع در محل غشای مویرگ خونی به گونه‌ای تغییر کند که مایع بیشتری وارد فضای میان بافتی شود، و در نتیجه بطور همزمان حجم مایع میان بافتی ، فشار مایع میان بافتی و جریان لنف نیز افزایش یابد.

البته اگر فشار مایع میان بافتی 1تا 2 میلیمتر جیوه از فشار جو بیشتر باشد، دیگر باعث افزایش جریان لنف نمی‌شود، زیرا افزایش فشار بافت علاوه بر افزون بر مایعی که وارد مویرگهای لنفاوی می‌شود، سطح خارجی عروق لنفاوی بزرگتر را نیز می‌فشارد و مانع از جریان لنف می‌شود. این دو عامل در فشارهای بالا تقریبا بطور کامل همدیگر را خنثی می‌کنند، به نحوی که جریان لنف به حداکثر میزان خود می‌رسد.

پمپ لنفاوی جریان لنف را افزایش می‌دهد

تصاویر متحرک بدست آمده از عروق لنفاوی انسان و حیوان نشان می‌دهد که هر گاه مایع باعث کشیدگی لنفاتیک جمع کننده یا عروق لنفی بزرگتر شود، عضله جدار رگ بطور خودکار منقبض می‌شود. ضمنا هر یک از قطعات رگ که بین دو دریچه متوالی قرار دارد، به عنوان یک پمپ خودکار مجزا عمل می‌کند. به عبارت دیگر پر شدن هر قطعه باعث انقباض آن می‌شود و مایع از طریق دریچه بعدی وارد قطعه بعدی می‌شود. این روند در سراسر طول رگ لنفی ادامه می‌یابد تا نهایتا مایع لنف تخلیه شود.

پمپ ناشی از فشار متناوب خارجی بر لنفاتیک

هر گونه عامل خارجی که رگ لنفی را به تناوب بفشارد، می‌تواند آن را وارد به پمپ نماید. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از انقباض عضلات اطراف ، حرکت فسمتهایی از بدن ، ضربانات شریانی و فشار اجسام خارج از بدن بر بافت پمپ لنفاوی هنگام فعالیت فرد بسیار فعال است و جریان لنف را غالبا 10 تا 30 برابر می‌کند. از طرف دیگر لنف در حین استراحت بسیار کند (در حد صفر) است.


 

پمپ مویرگهای لنفاوی

علاوه بر عمل پمپی انقباض لنفاوی عضلانی بزرگتر ، ممکن است حداقل بخشی از پمپ لنفاوی ناشی از انقباض سلولهای اندوتلیال مویرگهای لنفی باشد.

نقش دستگاه لنفاوی در کنترل غلظت پروتئین ، حجم و فشار مایع میان بافتی

دستگاه لنفاوی در کنترل موارد زیر نقش محوری دارد. اول غلظت پروتئین‌های مایعات بینابینی ، دوم مایع میان بافتی و سوم فشار مایع میان بافتی. همواره مقدار کمی از مویرگهای خونی به فضای میان بافتی نشست می‌کند. مقدار پروتئینی که از طریق سر وریدی مویرگهای خونی به گردش خون باز می‌گردد ناچیز یا صفر است. لذا این پروتئین‌ها معمولا در مایع میان بافتی جمع می‌شوند و فشار اسمزی کلوئیدی آن افزایش می‌دهد.

افزایش فشار اسمزی کلوئیدی مایع میان بافتی باعث فیلتراسیون بیشتر مایع به درون فضای میان بافتی می‌شود و لذا حجم و فشار مایع میان بافتی افزایش می‌یابد. افزایش فشار مایع میان بافتی تا حدود زیادی جریان لنف را تسریع می‌کند و بدین ترتیب مایع میان بافتی و پروتئین‌های اضافی که در فضاها جمع شده بود از بافتها دور می‌شود. بازگشت پروتئین و مایع از طریق دستگاه لنفاوی تا حدی زیاد می‌شود که می‌تواند با میزان نشست پروتئین و مایع از مویرگهای خونی به تعادل کامل برسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 12:27  توسط H-E-G  | 

تشخیص پیش از تولد




 

دید کلی

هدف از تشخیص پیش تولد ، صرفا شناسایی اختلالات در دوره جنینی و اجازه ختم بارداری در صورت یافتن نقصی در جنین نیست. بلکه اهداف تشخیص پیش از تولد را می‌توان به این صورت بیان کرد. تشخیص پیش از تولد محدوده‌ای از انتخابهای آگاهانه برای زوجهای در معرض خطر به دنیا آوردن کودکی با نوعی اختلال را فراهم می‌کند. اطمینان دادن و کاستن اضطراب خصوصا در بین گروههای پرخطر ، اجازه آغاز بارداری برای زوجهای در معرض خطر داشتن کودکی مبتلا به نوع خاصی از نقص مادرزادی که در غیر این صورت ممکن است از بچه‌دار شدن منصرف شوند، با علم به اینکه وجود یا فقدان اختلال در جنین را می‌توان با آزمایش تائید کرد.

اجازه به زوجین جهت اداره مناسب تولد در شرف وقوع کودکی مبتلا به نوعی اختلال ژنتیکی ، از نظر آمادگی و روانی ، اداره بارداری و زایمان و مراقبت پس از تولد و مقدور ساختن درمان جنینهای مبتلا پس از تولد یکی دیگر از اهداف تشخیص پیش از تولد است. این امر ، امروزه برای تعداد بسیار کم ، اما در حال افزایشی از اختلالات مادرزادی امکان پذیر است. به عنوان مثال ، انسداد شدید خروجی مثانه جنین را می‌توان با سونوگرافی آن شناسایی کرد، رفع انسداد مثانه از طریق شانت گذاری در رحم ، ممکن است جلوی صدمه برگشت ناپذیر به ریه‌های در حال تکامل را بگیرد و نیز اختلالات کلیوی را کاهش دهد.

تاریخچه

تشخیص پیش از تولد از سال 1966 آغاز شد که Breg و Steel نشان دادند ساختمان کروموزومی یک جنین را می‌توان با تجزیه و تحلیل سلولهای کشت داده شده از مایع آمنیوتیک تعیین کرد. از آنجا که ارتباط بین سن بالای مادر و افزایش خطر سندرم داون از پیش بخوبی مشخص بود، گزارش آنها مستقیما به پیدایش تشخیص پیش از تولد به عنوان یکی از خدمات پزشکی ، منجر شد.

مشاوره ژنتیکی برای تشخیص پیش از تولد

والدینی که تشخیص پیش از تولد را مدنظر دارند، نیازمند اطلاعاتی هستند تا درک شرایط را برایشان مقدور سازد و بتوانند برای آن روش رضایت بدهند یا ندهند. مشاوره ژنتیکی مقدماتی افراد کاندیدا برای تشخیص پیش از تولد ، معمولا با موارد زیر سروکار دارد: خطر مبتلا بودن جنین ، ماهیت و پیامدهای احتمالی مشکل خاص ، مخاطرات و محدودیتهای اقدامات انجام شده ، زمان لازم پیش از آماده شدن گزارش و نیاز احتمالی به تکرار اقدام در صورت ناموفق بودن تلاش.

اگر چه اکثریت موارد تشخیصهای پیش از تولد به اطمینان دهی به والدین ختم می‌شود، والدین باید درک کنند که آنها هیچ اجباری به ختم بارداری در صورت تشخیص اختلال ندارند. بیماریهای بسیاری وجود دارند که هنوز نمی‌توان آنها را پیش از تولد تشخیص داد، اما هر ماه اختلالات دیگری به فهرست بیماریهایی که تشخیص پیش از تولد برای آنها امکان پذیر است، اضافه می‌شوند. یکی از نقشهای درمانگاههای ژنتیک در کار پزشکی بطور کلی با تغییرات سریع همگام بودن است و به عنوان منبع مرکزی اطلاعات مربوط به وضعیت فعلی آزمایش پیش از تولد ، عمل می‌کند.



 

شیوه‌های تشخیص پیش از تولد

شیوه‌هایی که در حال حاضر برای تشخیص پیش از تولد بکار می‌روند شامل روشهای تهاجمی و غیر تهاجمی می‌باشد. شیوه‌های تهاجمی شامل آمینوسنتز ، نمونه برداری از پرزهای کوریونی ، کوردوسنتز و تشخیص ژنتیکی پیش از لانه گزینی می‌باشد. شیوه‌های غیر تهاجمی شامل آلفافیتوپرتئین سرم مادر ، غربالگری سرم مادر ، سونوگرافی و جدا کردن سلولهای جنینی از گردش خون مادر می‌باشد. که برخی از آنها را در زیر توضیح می‌دهیم.

آزمایشهای تهاجمی

آمینوسنتز

آمینوسنتز به خارج کردن نمونه‌ای از مایع آمنیوتیک از راه شکم ، توسط سرنگ اطلاق می‌شود. مایع آمنیوتیک ، حاوی سلولهایی از منشا جنینی است که می‌توان آن را برای آزمایشهای تشخیصی کشت داد. پیش از آمینوسنتز ، از سونوگرافی برای تایید قابلیت حیات جنین ، سن بارداری ، تعداد جنینها و طبیعی بودن ساختمانها و.. استفاده می‌شود. آمینوسنتز به صورت سرپایی و عموما در هفته‌های 16 - 15 پس از اولین روز آخرین دوره قاعدگی ، انجام می‌شود. علاوه بر تجزیه و تحلیل کروموزومهای جنین ، می‌توان غلظت AFP در مایع آمینوتیک را جهت شناسایی بعضی بیماریها ، ارزیابی کرد.

AFP ، نوعی گلیکوپروتئین جنینی است که عمدتا در کبد تولید می‌شود و به داخل جریان خون جنین منتقل می‌شود و توسط کلیه‌ها از راه ادرار به مایع آمنیوتیک دفع می‌گردد. AFP از طریق جفت ، پرده‌های آمینوتیک و گردش خون مادری - جنین ، وارد جریان خون مادر می‌شود. بنابراین می‌توان آن را در مایع آمینوتیک یا سرم مادر سنجید. هر دو سنجش در تشخیص پیش از تولد بسیار مفید هستند. اگر غلظت این گلیکوپروتئین زیاد باشد، نشان دهنده بعضی اختلالات در جنین می‌باشد. در آزمایش آمینوسنتز ، احتمال پاره شدن پرده آمینوتیک و سقط جنین وجود دارد.

کوردوسنتز

کوردوسنتز ، روشی است که برای بدست آوردن مستقیم نمونه خون جنینی از بند ناف با هدایت سونوگرافی بکار می‌رود. نمونه خون جنینی صرفا به چند روز کشت نیاز دارد تا سلولهای مناسب برای تجزیه و تحلیل کروموزومی یا مطالعات خونی فراهم شوند. کوردوسنتز برای پیگیری سونوگرافی که وجود اختلال جنینی را نشان داده است. در مواردی بکار می‌رود کشت سلولهای مایع آمینوتیک ناموفق بوده یا وقتی تشخیص DNA برای اختلالی که با آزمایشهای بیوشیمیایی سلولهای پلاسما یا خون جنین قابل شناسایی است، امکان پذیر نیست. کوردوسنتز در هفته‌های 21 - 19 بارداری انجام می‌شود و میزان سقط جنین در این روش 3 - 2 درصد است.

کاربردهای اصلی تشخیص پیش از تولد با آزمایشهای تهاجمی

  • سن بالای مادر: در سن 35 سالگی ، خطر وجود اختلال کروموزومی در جنین ، برابر خطر سقط مرتبط با آمینوسنتز است.

  • فرزند قبلی دچار نوعی اختلال کروموزومی جدید باشد که والدین این اختلال ندارند و احتمال این اختلال در فرزندان بعدی ، بیشتر است.

  • وجود اختلال ساختمانی کروموزمی در یکی از والدین.

  • سابقه خانوادگی یک اختلال ژنتیکی که با تجربه و تحلیل بیوشیمیایی یا DNA ممکن است تشخیص داده یا رد شود. اکثر اختلالات این گروه ناشی از نقایص تک ژنی بوده و خطر عود آنها 50 - 25 درصد است.

  • سابقه خانوادگی نوعی اختلال وابسته به جنس که هیچ آزمایش تشخیص اختصاصی پیش از تولد برای آن وجود ندارد.

  • خطر نقص لوله عصبی ، در این موارد انجام آزمایش آمینوسنتز ، الزامی است.

سونوگرافی

سونوگرافی اهمیت روز افزونی در تشخیص پیش از تولد برای ارزیابی جنین و شناسایی ناهنجاریهای ظاهری دارد. این روش تعیین دقیق سن جنین را مقدور می‌سازد، بارداریهای چند قلو را شناسایی می‌کند و قابلیت حیات جنین را تائید می‌نماید. حتی می‌توان از آن در سه ماهه دوم ، برای شناسایی جنس جنین با دقت زیاد استفاده کرد. سونوگرافی از راه شکم که شیوه مرسوم می‌باشد، امروزه با فراوانی زیادی با سونوگرافی از راه واژن تکمیل می‌شود تا قابلیت حیات جنین و سن بارداری ارزیابی گردد. ارزیابیهای پیگیری کننده دراز مدت ، نتوانسته‌اند مدرکی دال بر مضر بودن سونوگرافی برای جنین یا مادر ارائه دهند.

سونوگرافی پیش از تولد برای اختلالات تک ژنی

وقتی جنین در معرض خطر نوعی اختلال تک ژنی است که ضایعه ژنتیکی آن ناشناخته می‌باشد، سونوگرافی جزئی ممکن است گاهی تنها شیوه مقدور تشخیص پیش از تولد باشد. به عنوان مثال ، سندرم مکل - گرابر در حال حاضر صرفا با سونوگرافی قابل تشخیص است. در برخی مواردی که آزمایش DNA امکان پذیر است، اما نمونه خونی یا بافتی برای مطالعات DNA یا پروتئین در دسترس نیست، سونوگرافی تشخیصی می‌تواند مناسب باشد.



 

تعیین جنسیت

سونوگرافی را می‌توان از هفته 15 بارداری به بعد برای تعیین جنسیت جنین بکار برد. این تعیین جنسیت ممکن است سرآغاز یا کمک مهمی در تشخیص پیش از تولد اختلالات وابسته به جنس (مانند هموفیلی) برای آن گروه از خانمهایی که در معرض افزایش خطر تشخیص داده شده‌اند، باشد.

اثر تشخیص پیش از تولد بر پیشگیری و اداره بیماریهای ژنتیکی

  • امروزه کمتر موضوعی به اندازه سقط انتخابی جنین ، مورد بحث داغ است. اما علیرغم محدودیتهای قانونی در برخی نواحی ، سقط انتخابی به طور گسترده‌ای انجام می‌شود. در بین تمام سقط جنینها ، آنهایی که به علت تشخیص پیش از تولد نوعی اختلال در جنین انجام می‌شوند، درصد بسیاری کمی را شامل می‌شوند. بدون وجود روشی برای ختم قانونی بارداری ، تشخیص پیش از تولد به روش پذیرفته شده امروزی مبدل نمی‌شد.

  • در سطح جمعیت ، تشخیص پیش از تولد همراه با سقط انتخابی ، به کاهش چشمگیر بروز تعدادی از اختلالات جدی مانند بیماری تی‌ساکس و بتا تالاسمی در گروههای جمعیتی مشخص منجر شده است. به هر حال تشخیص پیش از تولد نمی‌تواند فراوانی ژنی این اختلالات را کاهش دهد. در اکثریت موارد ، یافته‌ها در تشخیص پیش از تولد ، طبیعی هستند و به والدین اطمینان داده می‌شود که کودک ، مبتلا به بیماری مورد نظر نخواهد بود. متاسفانه در درصد کمی از موارد مشخص می‌شود که جنین نقص جدی دارد. از آنجا که درمان پیش از تولد برای اکثر اختلالات وجود ندارد، والدین ممکن است تصمیم به ختم بارداری بگیرند.

  • والدین و کارمندان بهداشتی باید به موضوعات اخلاقی دخیل در تشخیص پیش از تولد توجه داشته باشند. فن‌آوریهای تولید مثلی جدید به نگرانیهای اخلاقی ، اضافه کرده‌اند. مشکل ، متعادل کردن مزایا برای افراد در برابر علایق در جامعه است. کارمندان بهداشتی ، متخصصان اخلاقی زیستی و خانواده‌هایی که با آنها کار می‌کنند، باید از پیشرفتهای جدید در تحقیقات ژنتیک کاربردی و ژنتیک پایه آگاه باشند تا جامعترین و اخلاقیترین تصمیمات ممکن را اتخاذ کنند. در واقع کاربرد دانش ژنتیکی برای بهتر کردن سلامت انسان هدف نهایی ژنتیک در پزشکی است.

ارتباط با سایر علوم

تشخیص پیش از تولد نیاز به همکاری تعدادی از واحدها دارد. مامایی ، سونوگرافی ، ژنتیک پزشکی برای هدف ارزیابی و تشخیص ، مشاوره ژنتیکی و خدمات آزمایشگاهی. به علت پیچیدگی انسجام دادن این اعمال ، تشخیص پیش از تولد معمولا با رجوع به برنامه‌های چند جانبه‌ای مرتب می‌شود که در آن ژنتیک نقشی ضروری ایفا می‌کند.



 

چشم انداز بحث

تشخیص پیش از تولد ، حوزه پیوسته تغییر کننده‌ای همراه با دانش در حال گسترش و فن‌آوریهای جدید است. بنابراین هر گونه تلاش برای تعیین وضعیت این علم ، سریعا تاریخ گذشته می‌شود. کارمندان مراقب بهداشتی باید از احتمال تغییرات و اهمیت دستیابی به جدیدترین اطلاعات آگاه باشند و این اطلاعات باید از طریق برنامه‌های تشخیص پیش از تولد یا درمانگاههای ژنتیک برای آنها فراهم شود.

بنابراین درمانگاههای ژنتیک باید مسئولیت هم‌تراز بودن با پیشرفت جدید و علمی بودن دستیابی به آنها را بپذیرند. خانواده‌هایی که ممکن است از تشخیص پیش از تولد استفاده کنند نیز باید از اهمیت کسب آخرین اطلاعات پیش از باردار شدن یا قبل از تصمیم برگشت ناپذیر عدم تولید مثل ، آگاه باشند. بسیاری از زوجهای در معرض خطر داشتن فرزندی دچار نوعی اختلال ژنتیکی شدید به علت تشخیص پیش از تولد ، قادر به داشتن فرزندان سالم بوده‌اند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 10:17  توسط H-E-G  | 

نقایص مادرزادی و سقطهای خودبخودی

مقدمه

عوامل ایجاد کننده ناهنجاریهای کروموزومی ، با ایجاد ناهنجاری در تعداد یا ساختار کروموزومها ، از علل مهم ایجاد نقایض مادرزادی و سقطهای خودبخودی به شمار می‌روند. تخمین زده می‌شود که 50 درصد از حاملگی‌ها به سقط خودبخودی منجر می‌شوند که 50 درصد از این جنینهای سقط شده، ناهنجاریهای کروموزومی شدید دارند. بنابراین ، حدود 25 درصد از کل حاملگی‌ها ، با نقایص کروموزومی شدید همراه هستند. شایع‌ترین این ناهنجاریهای کروموزومی سندرم ترنر ، تری‌پلوئیدی و تریوزومی 16 هستند. در مورد نقایص مادرزادی نقایص هنگام تولد ، ناهنجاریهای کروموزومی در ایجاد 7 درصد و جهشهای ژنی در ایجاد 8 درصد آنها ، دخالت دارند.



img/daneshnameh_up/c/ce/klinefelter1.JPG

ناهنجاریهای تعداد کروموزومها

ناهنجاریهای تعداد کروموزومها هم در طی تقسیم میتوز و هم در طی تقسیمات میوز اتفاق می‌افتند. در میوز طبیعی ، کروموزومهای یک جفت کروموزوم مشابه معمولا در میوز اول از هم جدا می‌شوند و در نتیجه هر سلول دختری یکی از کروموزومهای هر جفت را دریافت می‌کند. اما گاهی ان اتفاق نمی‌افتد و هر دو کروموزوم متعلق به یک جفت کروموزوم ، وارد یک سلول واحد می‌شوند. در نتیجه جدا نشدن کروموزومی ، به جای 23 کروموزوم یک سلول 24 کروموزوم و سلول دیگر تنها 22 کروموزوم دریافت می‌کند.

سپس اگر هنگام لقاح ، گامتی با 23 کروموزوم با گامت دیگری حاوی 24 کروموزوم یا 22 کروموزوم ترکیب شود، فردی با 47 کروموزوم (تریوزومی) یا 45 کروموزوم (مونوزومی) ایجاد خواهد گردید. جدا نشدن کروموزوم ، می‌تواند در طی میوز اول یا دوم سلولهای زایا اتفاق بیفتد و هم در کروموزومهای اتوزوم و هم در کروموزومهای جنسی دیده می‌شود. در خانمها ، میزان بروز ناهنجاریهای کروموزومی از جمله جدا نشدن کروموزومها در گامتها ، با افزایش سن بویژه در بالاتر از 35 سال ، افزایش می‌یابد.



img/daneshnameh_up/2/28/dawnsyndrome2.JPG

سندرم داون (تریوزومی 21)

سندرم داون معمولا به خاطر وجود یک نسخه اضافی از کروموزوم 21 ایجاد می‌شود. ویژگی‌های کودکان مبتلا به سندرم داون شامل اختلال رشد ، درجات مختلفی از عقب ماندگی ذهنی ، ناهنجاریهای سر و صورت مانند چشمهای مورب رو به بالا ، وجود چینهای اپی‌کانتال ، صورت بی‌حالت و گوشهای کوچک ، نقایص قلبی و هیپوترنی هستند. همچنین میزان بروز بیماریهای چون لوسمی ، عفونتها ، اختلال عملکرد تیروئید و نیز سالخوردگی زودرس در این افراد بالاست.

تقریبا تمامی این بیماران پس از سن 35 سالگی دچار علائم بیماری آلزایمر می‌شوند. 95 درصد موارد سندرم داون به علت تریوزومی 21 در اثر جدا نشدن میوزی هستند که در 75 درصد آنها ، جدا نشدن در طی تقسیمهای میوزی اووسیت اتفاق افتاده است. در مادران زیر 25 سال ، میزان بروز سندرم داون تقریبا یک مورد در هر 2000 بارداری است، اما این مقدار ، با رسیدن مادر به 35 سال به یک در 300 و در 40 سالگی به یک در 100 می‌رسد.

تریوزومی 18

در مبتلایان به تریوزومی 18 ، مشکلاتی نظیر ، عقب ماندگی ذهنی ، نقایص قلبی مادرزادی ، پایین قرار داشتن گوشها و خم شدگی انگشتان و دستها ، همچنین در این بیماران میکروگناسی ، ناهنجاریهای کلیوی ، بهم چسبیدن انگشتان و بدشکلیهای دستگاه اسکلتی به کرات دیده می‌شود. این بیماری در یک مورد از هر 5000 نوزاد دیده می‌شود. این نوزادان معمولا قبل از دو ماهگی فوت می‌شوند.

تریوزومی 13

ناهنجاریهای اصلی در تریوزومی 13 شامل عقب افتادگی ذهنی ، هولو پروزانفعالی ، تقسیم شدن پروز انفسال همراه با عدم تشکیل نیمکره‌ها و لوبهای مغز و نقص تکامل صورت در خط وسط ، نقایص قلبی مادرزادی ، ناشنوایی ، لب و کام شکری و نقایص چشمی از جمله کوچکی چشمها (میکروافتالمی) ، عدم تشکیل چشم (آنوفتالمی) و شکاف چشم کولوبوما می‌باشند. این ناهنجاری در یک مورد از هر 5000 تولد زنده دیده می‌شود. بیشتر نوزادان مبتلا قبل از 3 ماهگی فوت می‌کنند.



img/daneshnameh_up/0/07/klinefelter2.JPG

سندرم کلاین فلتر

ویژگیهای بالینی سندرم کلاین فلتر که تنها در مردان دیده می‌شود، اغلب بهنگام بلوغ تشخیص داده می‌شود. این ویژگیها شامل ، عقیمی ، آتروفی بیضه‌ها ، میاستنی شدن لوله‌های منی‌بر و معمولا زنانه شدن پستانها است. در این بیماران سلولها حاوی 47 کروموزوم هستند که در آنها ، کروموزومهای جنسی به شکل XXY می‌باشند و در 80 درصد موارد یک جسم کروماتین جنسی دیده می‌شود. میزان بروز این سندرم یک مورد در هر 500 مرد می‌باشد. جدا نشدن کروموزوم‌های مشابه XX ، شایع‌ترین علت ایجاد سندرم کلاین فلتر است که به ندرت بیماران مبتلا دارای 48 کروموزوم هستند یعنی 44 اتوزوم و 4 کروموزوم جنسی(XXXY).

سندرم X سه گانه

افراد مبتلا به سندرم X سه گانه ، حالت بچگانه و رشد نیافته، قاعدگی کم و نامنظم و درجاتی از عقب افتادگی ذهنی دارند. در سلولهای آنان دو جسم کروماتین جنسی دیده می‌شود.



img/daneshnameh_up/e/e3/ternersyndrome1.JPG

سندرم ترنر

سندرم ترنر ، با کاریوتیپ Xو45 تنها مونوزومی سازگار با حیات است. با این حال 98 درصد همه جنینهای مبتلا به این سندرم خودبخود سقط می‌شوند. موارد کمی که زنده می‌مانند، مشخصا ظاهر زنانه دارند که با نبودن تخمدان و کوتاهی قد مشخص می‌شوند. سایر ناهنجاریهای معمول شامل گردن پره‌دار ، نقایص اسکلتی ، سینه پهن و فاصله بیش از حد نوک پستان‌ها هستند.

حدود 55 درصد افراد مبتلا به علت جدا نشدن کروموزومی ، نسبت به کروموزوم X، مونوزمیک و همچنین کروماتین – منفی هستند. در 80 درصد این موارد ، جدا نشدن کروموزومی در گامت نر مسئول ایجاد اختلال است. البته در سایر موارد ، ناهنجاریهای ساختمان کروموزوم X و موزائیسم ناشی از جدا نشدن کروموزومی در میتوز نیز به عنوان علل این سندرم شناخته شده‌اند.

ناهنجاریهای ساختمانی

ناهنجاریهای ساختمانی کروموزوم ، در یک یا چند کروموزوم وجود دارند و معمولا به علت شکستن کروموزوم ایجاد می‌شوند. این شکستگیها در اثر عوامل محیطی مانند ویروسها ، اشعه و داروها بوجود می‌آیند. نتیجه چنین شکستگیهایی ، بستگی به سرنوشت قطعات حاصله دارد. وقتی که قطعه شکسته یک کروموزوم از بین برود، نوزاد در اثر حذف نسبی آن کروموزوم دچار ناهنجاری می‌شود.

سندرم فریاد گربه

یکی از سندرمهای شناخته شده که به علت حذف نسبی بازوی کوتاه کروموزوم 5 ایجاد می‌شوند، سندرم فریاد گربه است. کودکان مبتلا ، گریه‌ای شبیه صدای گربه دارد و دچار کوچکی سر، میکروسفالی ،‌ عقب ماندگی ذهنی و بیماری مادرزادی قلبی هستند. حذفهای کوچک که تنها تعدادی ژن مجاور هم را شامل می‌شوند، منجر به ایجاد سندرم حذف کوچک یا سندرم ژنهای مجاور می‌گردند. راه تشخیص محل چنین حذف شدگی‌هایی که مجتمع ژنهای مجاور هم نیز نام دارند، استفاده از روش نواربندی کروموزومها با قدرت تفکیکی زیاد می‌باشد.

سندرم X شکننده

محلهای شکننده ، نقاطی از کروموزوم هستند که احتمال جدا شدن یا شکستن آنها در اثر برخی دستکارهای سلولی خاص بیشتر است. برای مثال ، اگر لنفوسیتها در محیط بدون فولات کشت داده شوند، تعدادی از محلهای شکننده کروموزومی خود را نشان خواهند داد. تعداد زیادی محلهای شکننده کروموزومی تاکنون شناسایی شده‌اند و همگی دارای توالی‌های مکرر بازهای CGG بوده‌اند.

اما تنها یکی از این محل‌ها که روی بازوی بلند کروموزوم X واقع شده، با ایجاد یک فنوتیپ ناهنجار مرتبط شناخته شده است که به آن سندرم X شکننده گفته می‌شود. از ویژگی‌های مبتلایان به این سندرم ، عقب ماندگی ذهنی ، گوشهای بزرگ ، فک برجسته و عنبیه‌های آبی کم رنگ را می‌توان نام برد. مردان بیشتر از زنان دچار این نقص می‌شوند.
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 9:52  توسط H-E-G  | 

ميتوكندري به عنوان نقطه كنترل آپوپتوز

مقدمه
آپوپتوزیس یا مرگ برنامه ریزی شده سلولی یک پروسة فیزیولوژیکی حیاتی برای نموفعال و طبیعی و همچنین حفظ هموستازی می باشد. زمانی که سلول تحت تأثیر عوامل مختلف محیطی و یا حتی درونی همانند اشعه های یونیزان ، داروهای سیتوتوکسیک(در درمان سرطانها)هپیرترمیا(ازراههای درمان سرطانهای موضعی مثل سرطان پوست ، در این روش دمای 0c 43 به مدت سه ساعت به موضع تابانده می شود) ، هورمونهای گلوکررتیکوئیدی و .. قرار می گیرد محتویات آن از جمله DNA ، دستخوش تغییراتی می شوند که در صورت ادامة حیات آن منجر به ناهنجاریهایی شدیدی از جمله سرطانی شدن سلول می شوند. عوامل دیگری نظیر برخی باکتریهای پاتوژن داخل سلولی نظیر سالمونالا، شیگلا، لیستریا، لژیونلا و … نیز در خلال عفونت زایی خود با تغییر، در برخی مسیرهای متابولیکی و بیوشیمیایی داخل سلولی می توانند، در هدایت سلول به سمت این نوع خاص از مرگ دخیل باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 10:34  توسط باران  | 

سندرم ترنر

شرح حال و یاخته های بالینی

L.W دختر 14 ساله‌ای بود که برای ارزیابی فقدان خصوصیات ثانوی جنسی (خونریزی قاعدگی و تکامل پستان) به درمانگاه ارجاع داده شد. اگر چه وزن بدو تولد او برای سن بارداری کم بود، از سلامت خوبی برخوردار بود و هوش طبیعی داشت. هیچ یک از سایر اعضای خانواده ، مشکلات مشابهی نداشت. معاینه او طبیعی بود بجز کوتاهی قد ، پهنی قفسه سینه همراه با فاصله زیاد پستان از هم.

پس از توضیح مختصر ، برخی علل کوتاهی قد و تاخیر یا فقدان تکامل جنسی ، پزشک او درخواست تعیین سطح GH و FSH ، تجزیه و تحلیل سن استخوانی و تجزیه و تحلیل کروموزومی کرد. این آزمایشها طبیعی بودن سطح GH، افزایش سطح FSH و کاریوتیپ غیری طبیعی 45x را نشان دادند. پزشک توضیح داد که L.W دچار سندرم ترنر است.



img/daneshnameh_up/0/09/ternersyndrome2.JPG

علت بیماری

سندرم ترنر ، اختلالی است که در تمام نژادها دیده می‌شود و ناشی از فقدان کامل یا نسبی کروموزوم x دوم در خانمهاست مونوزومی برای کروموزوم x بر اثر ناتوانی در گنجاندن یک کروموزوم x در یکی از گامتها یا از دست رفتن یک کروموزوم جنسی از گامت یا مراحل اولیه رویانی ایجاد می‌شود.

فنوتیپ و سیر طبیعی

تمام بیماران مبتلا به TS ، کوتاه قد می‌باشند و بیش از 90 درصد آنها دیس‌ژنی تخمدان دارند. بسیاری از افراد ، ناهنجاریهای فیزیکی مانند پره گردنی ، پایین بودن خط رویش موهای گردنی ، پهنی قفسه سینه ، ناهنجاریهای قلبی ، ناهنجاریهای کلیوی ، نقص حس - عصبی شنوایی ، ادم دست و پا را نشان می‌دهند. اکثر بیماران هم تکامل هوشی طبیعی دارند. افراد دچار اختلال هوشی ، معمولا واجد نوعی اختلال ساختمانی کروموزوم x هستند. از نظر اجتماعی ، مبتلایان به TS معمولا خجالتی و منزوی هستند.



img/daneshnameh_up/e/e3/ternersyndrome1.JPG

اداره بیمار

وقتی قد بیمار مبتلا به TS به زیر صدک پنجم افت می‌کند، او را معمولا تحت درمان با مکملهای هورمون رشد قرار می‌دهند تا سن استخوانی به 15 سال برسد. بطور متوسط این درمان موجب افزایش 10 سانتیمتر در قد مورد پیش‌بینی می‌شود. به هر حال ، هر چه درمان با هورمون رشد دیرتر آغاز شود، بهبود قد نهایی کاهش می‌یابد. درمان همزمان با استروژن ، اثر بخشی هورمون رشد را کاهش می‌دهد.

به علاوه اداره و تدبیر طبی معمولا شامل اکوکاردیوگرافی برای ارزیابی اتساع ریشه آئورت و بیماری دریچه‌ای قلب ، سونوگرافی کلیه برای ارزیابی ناهنجاری‌های مادرزادی کلیه و آزمایش تحمل گلوکز برای شناسایی دیابت است. بیمارانی که دیس‌ژنی کامل تخمدان دارند، خودبخود تخمک‌گذاری نمی‌کنند یا باردار نمی‌شوند. به هر حال خانمهای مبتلا به TS چنانچه عملکرد کافی قلبی - عروقی و کلیوی داشته باشند می‌توانند با IVF و اهدای تخمک بچه‌دار شوند.



img/daneshnameh_up/f/fa/ternersyndrome3.JPG

خطر توارث

TS با سن مادر یا پدر مرتبط نیست. اگر چه موارد معدودی عود خانوادگی وجود داشته است ، TS معمولا تک‌گیر می‌باشد و خطر عود تجربی برای بارداری‌های بعدی ، نسبت به جمعیت عمومی افزایش نمی‌یابد. اگر چه بر پایه یافته‌های سونوگرافی جنین مانند هیگروم کیستی شک به TS ایجاد شود، تشخیص باید تعیین کاریوتیپ پرزهای کوریونی یا آمینوسیتها تائید شود.

صرفا تعداد کمی بارداری در بین آن دسته از مبتلایان به TS که بطور خودبخود خونریزی قاعدگی داشته‌اند، گزارش شده است. 3/1 فرزندانی حاصله ، دچار ناهنجاریهای مادرزادی مانند بیماری مادرزادی قلب ، سندرم داون و فقرات دو شاخه بوده‌اند. علت یا علل این خطر افزایش یافته برای ناهنجاریهای مادرزادی مشخص نشده است.  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 9:49  توسط H-E-G  | 

گزرودرما پیگمانتازوم (XP

شرح حال و یافته‌های بالینی

W.S دختر سه ساله‌ای بود که برای ارزیابی حساسیت شدید به نور آفتاب و کک و مکهای پوستی ارجاع داده شد. در معاینه بالینی ، او دچار نورهراسی و کک و مکهای واضح تیره رنگ در نواحی روباز بدن بود. تکامل و معاینه بالینی از سایر جهات طبیعی بود. W.S فرزند والدین ژاپنی غیر همخون بود. هیچ فرد دیگری در خانواده ابتلای مشابه نشان نمی‌داد.

پزشک متخصص پوست توضیح داد که W.S خصوصیات کلاسیک گزرودرما پیگمانتازوم (XP) یعنی پوست پیگمانته شبیه سنگفرش را دارد. برای تائید تشخیص ، نمونه‌برداری از پوست W.S انجام شد تا ترمیم DNA و حساسیت به پرتوهای ماورای بنفش در فیبروبلاستهای پوست او ارزیابی شود. نتایج این آزمایش تشخیص این بیماری را نشان داد.

علت بیماری

XP نوعی اختلال اتوزومی مغلوب ژنتیکی درترمیم DNA است که در تمام نژادها دیده می‌شود و حساسیت قابل توجه به پرتوهای ماورای بنفش ایجاد می‌کند.

بیماریزایی

ترمیم DNA صدمه دیده بر اثر پرتوهای ماورای بنفش از طریق سه مکانیسم رخ می‌دهد: ترمیم خارج‌سازی ، ترمیم پس از همانندسازی و فعال شدن مجدد بر اثر نور. با ترمیم خارج سازی نوکلئوتیدی یا ترمیم خارج‌سازی بازها ، صدمه DNA را اصلاح می‌کند. ترمیم پس از همانندسازی ، نوعی مکانیسم تحمل صدمه است که همانندسازی DNA از یک الگوی صدمه دیده را مقدور می‌سازد. فعال شدن مجدد توسط نور ، (ساختمان DNA|DNA)) صدمه دیده را به حالت شیمیایی طبیعی آن برمی‌گرداند، بدون آنکه هیچ ماده ژنتیکی را خارج یا معاوضه کند.

ترمیم خارج‌سازی نوکلئوتیدی روند پیچیده اما متنوعی است که حداقل 30 پروتئین را شامل می‌شود. اصل اساسی خارج کردن یک قطعه DNA تک رشته‌ای کوچک حاوی یک ضایعه از طریق برش مضاعف رشته صدمه دیده و سپس ساخت ترمیم پرکننده شکاف با استفاده از رشته مکمل دست نخورده به عنوان الگو می‌باشد. XP ناشی از جهشهای موثر در مسیر فرعی ترمیم ژنومی سرتاسری در ترمیم خارج سازی نوکلئوتیدی یا ناشی از جهشهای موثر بر ترمیم پس از همانندسازی می‌باشد.

فنوتیپ و سیر طبیعی

مبتلایان به XP در میانه سنی 1 تا 2 سالگی علامت‌دار می‌شوند. علایم ابتدایی عموما شامل آفتاب سوختگی آسان ، حساسیت حاد به نور ، پیدایش کک و مک در پوست و نورهراسی می‌باشد. تداوم صدمه باعث نازک شدن پوست و چروک شدن پوست می‌شود. تقریبا 45 درصد بیماران ، دچار کارسینوم سلول قاعده‌ای یا سنگفرشی یا هر دو می‌شوند و حدود 5 درصد مبتلا به ملانوم می‌گردند. علاوه بر علایم پوستی ، 60 تا 90 درصد بیماران اختلالات چشمی پیدا می‌کنند.

تقریبا 18 درصد بیماران دچار استحاله پیشرونده نورونی می‌شوند. علایم عبارتند از: ناشنوایی حسی-عصبی ، عقب‌ماندگی ذهنی ،‌ اسپاسمهای عضلانی. ترمیم خارج‌سازی نوکلئوتیدی ، صدمه DNA حاصله بسیاری از عوامل سرطان‌زایی شیمیایی مانند دود سیگار ، غذای سوخته را نیز اصلاح می‌کند. در مبتلایان به این بیماری طول عمر کوتاه می‌شود. بدون حفاظت پیشگیری‌کننده ، طول عمر آنها حدود 30 سال کمتر از افراد غیر مبتلا به XP است.

اداره بیمار

تائید و تشخیص XP متکی بر آزمایشهای عملکردی ترمیم DNA و حساسیت به UV است. این آزمایشها را معمولا روی فیبروبلاستهای پوست انجام می‌دهند. تائید تشخیص از طریق شناسایی جهشها در یک ژن مرتبط با XP فعلا از نظر بالینی مقدور نیست. اداره بیماران مبتلا به XP شامل اجتناب از برخورد با نور خورشید ، پوشیدن لباسهای محافظ ، ضد آفتابهای فیزیکی و شیمیایی و مراقبت دقیق از نظر بدخیمیهای پوست و خارج کردن آنهاست. در حال حاضر هیچ درمان علاج دهنده‌ای وجود ندارد.

خطر توراث

از آنجا که XP یک بیماری اتوزومی مغلوب است، بسیاری از بیماران سابقه خانوادگی بیمار را ندارد. در مورد والدینی که فرزندی مبتلا به XP دارند، خطر ابتلای فرزندان بعدی 1 به 4 است. تشخیص پیش از تولد ، با آزمایش عملکردی ترمیم DNA و حساسیت به UV در پرزهای کوریونی یا آمنیوسیتهای کشت داده شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 9:47  توسط H-E-G  | 

بیماری هانتیگتون

شرح حال و یافته‌های بالینی

M.P مرد 45 ساله‌ای است که در ابتدا با کاهش حافظه و قدرت تمرکز مراجعه کرد. با زوال عملکرد هوشی در طی سالهای بعد ، او دچار حرکات غیر ارادی انگشتان دست و پا و نیز حرکات کج و معوج صورت و لبها شد. او از وضعیت خودآگاه و افسرده بود. او قبلا سالم بود و سابقه ابتلای مشابهی در بستگان خود نداشت. والدینش در دهه پنجم عمر خود در یک سانحه رانندگی جان سپرده بودند. M.P یک دختر سالم داشت. پس از ارزیابی وسیع ، متخصص و داخلی اعصاب ، وضعیت M.P را بیماری هانتیگتون تشخیص داد.

علت بیماری

هانتینگتون ، نوعی اختلال تحلیل برنده عصبی اتوزومی غالب است که در تمام نژادها به چشم می‌خورد و به علت جهشهایی در ژن HD ایجاد می‌شود.

بیماریزایی

فرآورده ژن HD ، یعنی هانتینگتون در همه جا بروز می‌یابد. عملکرد این ژن ناشناخته مانده است. جهشهای بیماریزا در HD ، معمولا ناشی از بسط یک توالی تکراری CAG رمزگردانی کننده پلی‌گلوتامین در اگزون 1 می‌باشند. اللهای طبیعی HD ، حدود 10 تا 26 تکرار CAG دارند، در حالی که اللهای جهش یافته واجد بیش از 36 تکرار می‌باشند.

تقریبا 3 درصد بیماران در نتیجه بسط تکراری CAG جدید دچار هانتینگتون می‌شوند، در حالی که 97 درصد الل HD جهش یافته‌ای را از یک والد مبتلا به ارث می‌برند. بروز هانتینگتین جهش یافته موجب اختلال عملکرد نورونی ، آتروفی فراگیر مغز ، تغییرات در سطوح گیرنده‌های عصبی و تجمعات هسته‌ای و سیتوپلاسمی نورون‌ها می‌شود، سرانجام باعث مرگ نورونی می‌گردد.

فنوتیپ و سیر طبیعی

سن بیمار در شروع بیماری ، نسبت عکس با تعداد تکرارهای CAG در HD دارد ، افرادی که بیماری آنها در بزرگسالی تظاهر کرده است، معمولا 40 تا 55 تکرار دارند، در حالی که افراد دچار بیماری با تظاهر در نوجوانی بیش از 60 تکرار دارند. از آنجا که طول تکرار CAG رابطه عکس با سن تظاهر دارند، افرادی که جهش از پدرشان به ارث برده‌اند، در معرض خطر افزایش یافته ابتلا به بیماری با تظاهر زودرس می‌باشند.

تقریبا 80 درصد بیماران نوجوان ، ژن HD جهش یافته را از پدر به ارث می‌برند. تقریبا 3/1 بیماران با اختلالات روانی تظاهر می‌کنند. 3/2 با ترکیبی از اختلالات شناختی و حرکتی مراجعه می‌کنند. هانتینگتون با اختلالات پیشرونده حرکتی ، شناختی و روانی مشخص می‌شود. اختلالات حرکتی شامل حرکات ارادی و نیز غیرارادی می‌شوند. در ابتدا این حرکات به میزان ناچیزی در فعالیتهای روزانه مداخله می‌کنند، اما با پیشرفت بیماری ، عموما ناتوان‌کننده می‌شوند.

کره که در بیش از 90 درصد بیماران وجود دارد، شایع‌ترین حرکت غیرارادی است. کره با پرشهای غیرتکراری و غیردوره‌ای که بطور ارادی قابل سرکوب کردن نیستند، مشخص می‌شود. اختلالات شناختی ، در اوایل سیر بیماری آغاز می‌گردد و بر تمام جنبه‌های شناخت تاثیر می‌گذارد. زبان معمولا دیرتر از سایر اعمال شناختی درگیر می‌شود.

اختلالات رفتاری که معمولا در مراحل دیررس‌تر سیر بیماری بروز می‌کنند عبارتند از: مهار گسیختگی اجتماعی ، خلق تهاجمی ، خشم ناگهانی ، بی‌تفاوتی ، انحراف جنسی و افزایش اشتها. تظاهرات روانی که می‌تواند در هر زمانی از سیر بیماری ایجاد شوند، شامل تغییرات شخصیتی و اسکیزوفرنی می‌باشند.

اداره بیمار

در حال حاضر ، هیچ درمان علاج دهنده‌ای برای بیماری هانتینگتون وجود ندارد. درمان بر مراقبت حمایتی و نیز اداره دارویی مشکلات رفتاری و عصبی متمرکز است.

خطر توارث

هر یک از فرزندان فردی مبتلا به هانتینگتون ، به احتمال 50 درصد نوعی الل HD جهش یافته را به ارث می‌برد. بجز الل‌های دارای نفوذ ناکامل ، تمام فرزندان به ارث برنده الل جهش یافته HD ، در صورتی که عمر طبیعی داشته باشند، دچار هانتینگتون خواهند شد.
+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 9:39  توسط H-E-G  | 

دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن (DMD)

شرح حال و یافته‌های بالینی

A.Y پسر بچه 6 ساله‌ای بود که به علت تاخیر تکاملی خفیف به درمانگاه ارجاع داده شد. او در بالا رفتن از پله‌ها ، دویدن و شرکت در فعالیتهای بدنی شدید مشکل داشت. او دچار کاهش قدرت و تحمل شده بود. والدین ، دو برادر و تنها خواهرش همگی سالم بدند. نتایج نمونه‌برداری ماهیچه‌ای او ، تنوع چشمگیر اندازه رشته‌های ماهیچه‌ای ، نکروز رشته‌ها تزاید چربی و بافت همبند و عدم رنگ‌آمیزی برای دیستروفین را نشان داد.

بر پایه این نتایج برای وضعیت A.y موقتا تشخیص دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن (DMD) گذاشته شد و از نظر حذف‌شدگی‌های ژن دیستروفین مورد آزمایش قرار گرفت. مشخص شد که او دچار حذف‌شدگی اگزونهای 45 تا 48 شده است. آزمایشهای بعدی نشان داد که مادرش حامل است. لذا با خانواده مشاوره شد که خطر تولد پسران مبتلا 50 درصد ، خطر تولد دختران مبتلا کم اما وابسته به نحوه غیرفعال شدن x و خطر حامل بودن دخترها 50 درصد است. از آنجا که وضعیت حامل بودن مادر او را در معرض خطر زیاد عوارض قلبی قرار می‌داد، مادر جهت ارزیابی قلبی ارجاع داده شد.

علت بیماری

DMD نوعی میوپاتی پیشرونده وابسته به x است که در همه نژادها دیده می‌شود و به علت جهشهایی در داخل ژن DMD ایجاد می‌گردد. بروز آن تقریبا 1 در 3500 تولد پسر است.

بیماریزایی

DMD ، دیستروفین را رمزگردانی می‌کند که نوعی پروتئین داخل سلولی است و عمدتا در ماهیچه‌های صاف ، اسکلتی و قلبی و نیز در برخی نورونهای مغزی بروز می‌کند. در ماهیچه اسکلتی ، دیستروفین بخشی از یک مجموعه بزرگ پروتئینهای مرتبط با سارکولم است که پایداری سارکولم را ایجاد می‌کند. جهشهای DMD مرتبط با دیستروفی ماهیچه‌ای دوشن عبارتند از: حذف‌شدگی بزرگ ، مضاعف‌شدگی‌های بزرگ و حذف‌شدگیهای کوچک ، درج‌شدگی‌ها یا تغییرات نوکلئوتیدی.

فنوتیپ و سیر طبیعی

جنس مذکر

DMD نوعی میوپاتی پیشرونده است که به ضعف و تحلیل رفتن ماهیچه‌ها می‌انجامد. ضعف ماهیچه‌ای که از ماهیچه‌های کمربند لگنی و خم‌کننده‌های گردن شروع می‌شود بطور پیشرونده‌ای کمربند شانه‌ای و ماهیچه‌های دیستال اندام و تنه را درگیر می‌کند. بیماران مذکر معمولا بین 3 تا 5 سالگی با اختلالات راه رفتن مواجه می‌کنند.

ساق پاهایشان به علت جایگزینی ماهیچه توسط چربی و بافت همبند بزرگ شده است. تا 12 سالگی ، اکثر بیماران محدود به صندلی چرخدار می‌باشند و جمع شدگی و اسکولیوز پیدا کرده‌اند یا در حال مبتلا شدن به این عوارض می‌باشند. اکثر بیماران به علت اختلال عملکرد ریوی و پنومونی فوت می‌کنند. میانه سنی در هنگام مرگ 18 سالگی است.

بیماران مونث

سن تظاهر و شدت DMD در خانمها وابسته به نحوه غیرفعال شدن X است. اگر کروموزوم X ، حامل الل DMD جهش یافته در اکثر سلولها فعال باشد، این خانمها علایم ناچیز یا هیچ DMD دارند. اکثر خانمهای حامل ، صرف نظر از اینکه دچار علایم بالینی ضعف ماهیچه‌های اسکلتی شوند یا نشوند دچار اختلالات قلبی مانند اتساع بطن چپ یا تغییرات نوار قلب می‌گردند.

اداره بیمار

تشخیص DMD ، متکی بر سابقه خانوادگی و تجزیه و تحلیل DNA یا نمونه‌برداری ماهیچه جهت بررسی واکنش‌دهی ایمنی از نظر دیستروفین است. در حال حاضر ، هیچ درمان علاج دهنده‌ای برای DMD وجود ندارد، هر چند بهبود اداره علامتی بیماران ، طول عمر متوسط را از اواخر کودکی به اوایل بزرگسالی افزایش داده است. اهداف درمان عبارتند از: کند کردن پیشرفت بیماری ، حفظ تحرک بیمار ، کنترل وزن و بهینه‌سازی عملکرد ریوی و قلبی. درمان با گلوکورتیکوئیدها می‌تواند پیشرفت DMD را برای چندین دهه آهسته کند. اکثر بیماران به مشاوران گسترده جهت مواجه با آثار روانی ابتلا به نوعی بیماری مزمن کشنده نیاز دارند.

خطر توارث

تقریبا 3/1 مادرانی که فقط یک پسر مبتلا دارند، خود حامل جهش در ژن DMD نیستند. اگر مادری حامل باشد، هر پسرش به احتمال 50 درصد مبتلا به DMD است و هر دخترش به احتمال 50 درصد جهش DMD را به ارث می‌برد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:45  توسط H-E-G  | 

بیماری تی-ساکس

شرح حال و یافته‌های بالینی

R.T و S.T یک زوج یهودی اشکنازی بودند که برای ارزیابی احتمال به دنیا آوردن فرزندی مبتلا به تی-ساکس به درمانگاه ژنتیک ارجاع شدند. S.T خواهری داشت که در کودکی به علت بیماری تی-ساکس فوت کرده بود. R.T عمویی داشت که در بیمارستان روانی بود اما نمی‌دانست که عمویش چه بیماری دارد. سابقه خانوادگی از سایر جهات قابل توجه نبود.

R.T و S.T هر دو در دوره نوجوانی از انجام آزمایش غربالگری وضعیت حامل بودن برای تی-ساکس سرباز زده بودند. آزمایشهای آنزیمی از نظر حامل بودن مشخص کرد که R.T و S.T هر دو کاهش شدید فعالیت هگزوزآمینیداز A نشان می‌دهند. تجزیه و تحلیل مولکولی بعدی برای جهشهای HEXA شایع در یهودیان اشکنازی تائید کرد که S.T حامل نوعی جهش بیماری‌زا بود در حالی که R.T نوعی الل کمبود کاذب داشت اما فاقد جهشهای بیماری‌زا بود.

علت بیماری

بیماری تی-ساکس نوعی اختلال آتوزومی مغلوب کاتابولیسم گانگلیوزیدها است که در تمام نژادها دیده می‌شود و ناشی از کمبود هگزوزآمینیداز A است. علاوه بر بیماری شدید با تظاهر در شیرخوارگی ، کمبود هگزوزآمینیداز A باعث بیماری خفیف‌تری با تظاهر در نوجوانی یا بزرگسالی نیز می‌شود.

بیماریزایی

گانگلیوزیدها گروهی از الیگوساکاریدهای سرامیدی هستند که حداقل یک واحد سیالیک دارند. گانگلیوزیدها در غشاهای سطحی تمام سلولها جای دارند، اما در مغز فراوان‌تر از نقاط دیگر می‌باشند. هگزوزآمینیداز A نوعی آنزیم لیزوزومی است که از دو زیر واحد تشکیل شده است. زیر واحد آلفا توسط ژن HEXA روی کروموزوم 15 و زیر واحد بتا توسط ژن HEXA روی کروموزوم 5 رمزگردانی می‌شود.

در حضور پروتئین فعال کننده ، هگزوزآمینیداز A ، واحد N-استیل گالاکتوز آمین انتهایی را از روی GM2-گانگلیوزید بر میدارد. جهشهای زیر واحد آلفا یا پروتئین فعال کننده باعث تجمع GM2 در لیزوزوم و در نتیجه بیماری تی-ساکس یا واریانی از آن می‌شود. مکانیسمی که از طریق آن تجمع GM2-گانگلیوزید باعث مرگ سلولی می‌شود، شناخته نشده است.

فنوتیپ و سیر طبیعی

GM2-گانگلیوزیدوز با تظاهر در شیرخوارگی با زوال عصبی از 6 - 3 ماهگی به بعد و پیشرفت به سمت مرگ تا 4 - 2 سالگی مشخص می‌شود. تا 18 - 9 ماهگی تکامل حرکتی ثابت می‌شود یا شروع به سیر قهقرایی می‌کند و ظرف سال دوم عمر به سمت از دست رفتن حرکات ارادی می‌رود. کاهش بینایی ، در سال اول عمر آغاز می‌شود و سریعا پیش می‌رود. تقریبا همیشه با یک لکه قرمز آلبالویی در معاینه ته چشم همراه است. تشنجات معمولا در نزدیک به انتهای سال شروع می‌شوند و بطور پیشرونده بدتر می‌گردند.

GM2-گانگلیوزیدوز کودکی که بین 2 تا 4 سالگی تظاهر می‌بابد و معمولا در دهه دوم عمر به مرگ منتهی می‌شود با زوال عصبی که به صورت آتاکسی و عدم هماهنگی آغاز می‌شود، مشخص می‌شود. در پایان دهه اول ، اکثر بیماران دچار اسپاسم و تشنجات شده‌اند. GM2-گانگلیوزیدوز با تظاهر در بزرگسالی ، تنوع بالینی چشمگیر مثلا استحاله غشایی-مخچه‌ای با بیماری نورون حرکتی یا اختلالات روان پزشکی نشان می‌دهد. تا 40 درصد بیماران تظاهرات روانی پیشرونده بدون زوال عقل دارند. بینایی ندرتا درگیر می‌شود و معاینه چشم عموما طبیعی است.

اداره بیمار

تشخیص GM2-گانگلیوزیدوز ، متکی بر نشان دادن فقدان کامل تا تقریبا کامل فعالیت هگزوزآمینیداز A در سرم یا گویچه‌های سفید خون و نیز طبیعی بودن تا افزایش فعالیت هگزوزآمینیداز B است. از تجزیه و تحلیل جهش HEXA نیز می‌توان برای تشخیص استفاده کرد اما بیشتر برای روشن ساختن وضعیت حامل بودن فرد و برای آزمایش پیش از تولد نگه داشته می‌شود. در حال حاضر تی-ساکس اختلالی لاعلاج تلقی می‌شود و لذا درمان بر اداره علایم و مراقبت تسکینی بیمار متمرکز است. تقریبا تمام بیماران نیاز به اداره دارویی تشنجات خود دارند. لیتیم و درمان با شوک الکتریکی موثرترین روشها می‌باشند.

خطر توارث

در مورد والدین بالقوه بدون سابقه خانوادگی GM2-گانگلیوزیدوز ، خطر تجربی به دنیا آوردن فرزندی مبتلا به GM2-گانگلیوزیدوز، بستگی به فراوانی GM2-گانگلیوزیدوز در گروههای نژادی آنها دارد. تشخیص پیش از تولد متکی بر شناسایی جهشهای HEXA یا کمبود هگزوزآمینیداز A در بافتهای جنینی مانند پرزهای کوریونی یا آمنیوسیتها می‌باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 9:42  توسط H-E-G  |